کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

وقتی دوستی حاصل از حس برتری جویی نباشد!

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۸۹، ۰۷:۲۷ ب.ظ

 


 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۹/۱۲/۱۸
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۸)

با سلام
دوست عزیز از وبلاگ شما بازدید به عمل آمد.لطفاً نظر خود را مورد مطلب کتـــاب در وبلاگ ما ، هم اعلام کنید.

خوشحال میشیم....
خیلی جالب بود مرسی
حالا باید کل عید بشینم ترجمه کنم چییییییییییییییییییییییییییییییییییییز
چرا یادت رفت؟
برای آیندت خوبه!
ینی می خوای بگی تو دوستیه منو تو، من از تو برتر نیستم؟؟!؟!
عاطی نکنه یه وقت این ملوسکا واسه خودت باشن؟ تو که بزرگشون نکردی ها؟
هوووم
کم کم وقتی میرسه که پرنده ها گربه هارو می خورن...
'گربه ها یه روزی از گوشت خوردن شروع کرده بودند و بعد به نون خشک و سبزی خوردن روی آوردند و حالا ...!
۲۶ فروردين ۹۰ ، ۱۴:۵۵ پرستار ازاد قم
چه جالب

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی