کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

یکسال گذشت !

سه شنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۰۵:۱۵ ق.ظ
منم تولد وبلاگو به بچه ها تبریک میگم اگه در این یکسال بدی

 از من دیدین به بزرگواری خودتان ببخشید حالا در دومین سال وبلاگ مطلب نمیذارم

دوری و دوستی!

در این یکسال من نزدیک ۵۰تا پست در این وبلاگ گذاشتم که ۱۷تا از این مطالب نوشته ی خودمه که این

۱۷ تا با عناوین زیر در وبلاگ ثبت شده اند.

سرمشق پرستاران : در باره ی اینست که چرا حضرت زینب سرمشق پرستاران میباشد.

به برادرانم :که برای اثبات شهادت و نه رحلت حضرت زهرا نوشتم.

پرستاران فرشتگان نجاتند :این مطلبو برای تعریف  پرستاری و این رشته ی مظلوم نوشتم.

چوایران نباشدتن من مباد :درباره ی اینکه ایران سرای عشق و امید است ومنافقان موریانه اند.

ازبرگ گل زن افرید :این مطلبو تا حدودی الهام گرفته از کتاب فاطمه فاطمه است که در توصیف زن نوشتم

درخرابات مغان نورخدامی بینم  :این مطلب یکی از خاطرات ۲سال پیشمه تابستان.

یک راه پرمخاطره :این مطلب تعریف سوز عشقی است که بدان معتقدم.

مردکیست :به مناسبت روز مرد نوشتم.

من نمی گذارم دنیای رویاهایم لگدمال عابران بی احساس بشود :اینم درباره ی آزادی.

حسین(ع) نوری که هرگزخاموش نمی شود! :به مناسب سوم شعبان نوشتم.

پرستاران الگوی های برهمگان! :اینم که واضحه.

خاطره ها... :خاطرات چند تا از بچه در ترم اول شیرین ترین وپرخاطره ترین ترمه من.

تولدی دوباره :به مناسبت ماه رمضان نوشتم.

صبح نزدیک است! :به مناسبت روز قدس.

تاج بندگی! :بمناسبت روز دختر.

مجاهدان گمنام! :این متن  الهام گرفته از یه مطلب دیگه است  این که چرا اخلاق متشکرانه نداریم،

بد حجابی یک ناهنجاری اجتماعی! :آخرین مطلبی که  نوشتم بخاطر تبعیض ها وسختی های که

مسلمانان بخاطر حجابشان در سراسر جهان متحمل میشوندبرای دفاع از حجاب نوشتم.

و در آخر با کامنتا از دور  نقش آفرینی تان را نظاره میکنم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۲/۰۶
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۰)

محمد جون رفتنت جز ناراحت کردن ما ثمری نخواهد داشت. آیا کم آورده ای و میدان را خالی کرده ای ؟؟؟؟؟ آیا از نقد های دوستانه دوستان ناراحت شده ای ؟
من از تو می خواهم از ....... پیاده شوی و همجنان از این فضای مبارک و پرمحبت برای رساندن پیام خود بهره ببری فارغ از این خیال که........


گمشده ی عزیز دیروز خواستم برای تبریک تولد وبلاگ کامنت بزارم خیلی جالب گفته بودی دعوا خانه اندکی تامل کردم دیدم واقعا در این یکسال جنجالی ترین مطالبو من مینوشتم در نتیجه بنظرم وبلاگ کلاس اینجوری خشک میشه یا اختلاف زیاد پیش میاد همون دوری ودوستی بهترین چیزه!

دوستی برای من ارزشمندترین چیزه

وبدترین افراد در نظر من کسیکه براحتی دوستاشو از دست بده!
ای بابا!
این چه کاریه!
پست های قبلی رو هم که حذف کردید!
نکنه ما نبودیم خون و خون ریزی راه افتاده؟!
قرارمون این بود که هر دو نفری که خلاف هم حرف زدند، یکیشون بگذاره بره؟!


بخاطره خلاف هم حرف زدن نبود اتفاقا من خیلی دوست دارم که خلاف عقایدم حرف بزنند چون آدما همیشه از افرادیکه مخالف عقایدشان باشند چیزای زیادی یاد میگیرند!
وااااا
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟
اتفاقا جنجالی شدن امار بازدیدو میبره بالا یعنی استقبال میشه...تازه ایجاد تنوع خیلی عالیه...همه که نباید شبیه هم بنویسن.اختلاف هم بین ادمای متفاوت طبیعیه..


فعلا در این شرایط مطلب نذاشتن بهترین راه ممکن میدونم با اختلاف مشکلی ندارم
۰۸ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۶:۵۰ پرستار ازاد قم
سلام دوست عزیز
من مطالبتونو خونده بودم اما الان که موضوعی گفتید یادم نمیاد.اما خیلی وقتا رفتن سکون بهترین کاره ممکنه.
در هر صورت براتون آرزو موفقیت میکنم
به نظر من همیشه قشنگی توی تفاوت بین ادمهاست .تصور کنین اگه همه ادما مثل هم بیودن چه بد بود.فقط باید یه کوچولو صبر داشت.
وبلاگ لیاقت گوهر وجود تو را نداشت
تا سلامی دیگر


مزاح می فرمایید!
من با وجود اینکه کامنتی نمیگذاشتم ولی مطالبتون رو میخوندم.جالب بودند.
کاش نمی رفتید.


//ممنونم از لطفتان //
من مثل علی آقا پاچه خاری نمی کنم! ولی حرفای تامل برانگیزی میزدی!
میگن آدم باید طاقت انتقاد شدن رو داشته باشه! ولی یه وقتایی لازمه که آدم گوش فحش خوردن هم پیدا کنه!
حالا اینا چه ربطی به شما داشتو نمی دونم! همینجوری یه دفه ای اومد تو ذهنم و همینجوری هم نوشتمش!
آقا ختم کلوم! اینجا ببینمت خوشحال میشم!


ممنونم از لطفتان
ایول داش ممی .ترکوندیاااااااااااااا......بابا دمت گرم....راستش منظورتم نفهمیدم چیه....زیاد سعی کنیییییی خوبترم میشه هاااااا..........داداشییییییییی


ممنونم از توصیه یا توسعه ی که کردی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی