کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

من چه سبزم امروز

شنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۰، ۱۲:۱۲ ب.ظ

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی‌خواهم

و... هم حضور تو را مختصر نمی‌خواهم

اگر چه حرف توقف به دفتر من نیست

قبول کن که تو را رهگذر نمی‌خواهم

تویی که از من و پنهان من خبر داری

کسی که نیست ز من با خبر نمی‌خواهم

زمانه از تو هزاران شبیه ساخته است

هنرشناسم و شبه‌هنر نمی‌خواهم

بخواه تا اثری باز جاودانه شود

دقایقی که ندارد اثر نمی‌خواهم

به عمر یک غزل حافظانه با من باش

فقط همین و از این بیشتر نمی‌خواهم

 

  محمد علی بهمنی

 

                          "راستی خسته نباشید...."

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۴/۱۸
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۲)

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد...


تو نه در دیروزی و نه در فردا...


ظرف امروز پر از بودن توست...


زندگی را دریاب...
عالی بود

خیلی خیلی قشنگ بود...
مرسی عزیزم زیباست
۲۱ تیر ۹۰ ، ۰۴:۰۲ ندای بشاگرد
س
رفتم به طبیب جان گفتم ، که ببین دستم

هم بیدل و بیمارم ، هم عاشق و سر مستم

صد گونه علل دارم ای کاش یکی بودی

با این همه علتها در شوق به تو پیوستم

گفتا که تو ، نه ، مردی ، گفتم بلی اما

چون بوی توام آمد ، از گور برون جستم

ای صورت روحانی ، آن مشرق یزدانی

وان یوسف کنعانی ، کز وی کف خود خستم

خوش خوش سوی من آمد ، دستی به دلم بر زد

گفتا ز چه دستی تو ، گفتم که از این دستم

چون عربده میکردم ، دردا و می خوردم

افروخ رخ زردم ، واز عربده وارستم

صد جام بنوشیدم صد گونه بجوشیدم

صد کاسه بریزیدم صد کوزه دراشکستم

بس جامه برون کردم ، مستانه جنون کردم

در حلقه آن مستان در میمنه بنشستم

بازم شه روحانی ، می خواند به پنهانی

آخ بر میکشدم بالا ، شاهانه از این پستم

پا بست توام جانا ، سرمست توام جانا

در دست توام جانا گر تیرم و گر شستم

خسته تو و من خسته ام ، مست تو و من مستم

پست تو و من پستم , هست تو و من هستم

چون تو در خم بستی ، من نیز دهان بستم

من دلق گرو کردم عریان خراباتم

ای مطرب زیبا رو دستی بزن و برگو

تو آن مناجاتی من آن خراباتم

خواهی که مرا بینی ای بسته نقش تن

جانرا نتوان دیدن من جان خراباتم

با عشق در این پستی کردم طلب مستی

گفتم چه کسی گفتا سلطان خراباتم

نی مرد شکم خوارم نی درد شکم دارم

جز می نخورم زیرا بر خوان خراباتم

گوئی بنما معنا برهان چنین دعوا

روشن تر از این معنا برهان خراباتم

گر رفت زر و سیمم با سینه سیمینم

ور بی سر و سامانم ، سامان خراباتم

گویم که تو را شیطان افکند در این ویران

خوی ملکی دارم شیطان خراباتم

هر گه که سخن گویم ، من خم خراباتم

هر جا که خمش گردم در بام خراباتم ...
۲۵ تیر ۹۰ ، ۱۸:۲۴ پرستار آزاد قم
کاش صاحب برسد ،بنده به زنجیر کند
ماجوانان همه را در ره خود پیر کند
کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد
با نگاهش به دل غمزده تاثیر کند

میلاد نور مبارک
اللهم عجل لولیک الفرج
:::::::::::::::::::::::::::: خانم‌ها! مواظب خودتان باشید. ::::::::::::::::::::::::::::

روایتی از یک فاجعه و مدل جدیدی از تجاوز*

*خانمی بعد از ساعت‌ها کار، دفتر کارش را ترک می‌کند؛ او کودکی را می‌بیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک می‌سوزد، بنابراین ........ ادامه مطلب در وبلاگم
منتظر شما هستم
:::::::::::::::::::::::::::: خانم‌ها! مواظب خودتان باشید. ::::::::::::::::::::::::::::

روایتی از یک فاجعه و مدل جدیدی از تجاوز*

*خانمی بعد از ساعت‌ها کار، دفتر کارش را ترک می‌کند؛ او کودکی را می‌بیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک می‌سوزد، بنابراین ........ ادامه مطلب در وبلاگم
منتظر شما هستم
یادداشت‌های انتقادی روزانه یک پرستار ایرانی ....
دعوتید به این جا:
1parastar.persianblog.ir
۲۸ تیر ۹۰ ، ۰۶:۲۳ انجمن رادیولوژی لرستان
سلام
وبلاگ خوب و پر محتوایتان را خواندم و آموختم
در صورت تمایل اجازه ی تبادل لینک بفرمایید
سپاس
ممنونم زیبا بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی