کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

سرانجام بازی منتشر شد ! اثری سرشار از تضادها و احساسات مسحور کننده !

از نام آهنگ شروع می کنم که نامی ست کنایه آمیز !

تنها با یک بار شنیدن این آهنگ خواهیم فهمید که "بازی" نامی ست که عاشق قصه ی ما ، صرفا به کنایه بر روی ماجرای عشقش و یا پایان آن نهاده است ! نامی که به هیچ وجه با شخصیت او همخوانی ندارد ! یک عاشق با این همه احساسات هرگز نخواهد توانست بر روی عشقش عنوان "بازی" را بگذارد !

اما عاشق قصه ی ما بعد از این همه کلنجار رفتن با تنهایی و رخوت خود ، در وجود خودش خواهد شکست اما با کمال غرور و به کنایه عنوان بازی رو بر روی شاید به نوعی گذشته ی خودش قرار میدهد ! ... این جزو زیباترین نکاتیه که در مورد این آهنگ میشه دید !

 

 

صدا

سیاوش قمیشی یک هنرمند هوشیار و حرفه ایه و تمام مراحل یک اثر رو به شکلی طی می کنه که در نهایت نتیجه ی اثر اون چیزی باشه که در ذهنش داشته ، به ضعم بسیاری سیاوش استاد تحریرهاست ، تحریرهایی متحیر کننده ، او می داند چه واژه ای را چگونه باید ادا کرد ! حقیقتا این یکی از بزرگترین هنرهای اوست ...ء

سیاوش می دونه باید اولین "بی تو" که در ثانیه ی 27 آهنگ گفته میشه با اون همه ناامیدی و اون احساس سرشار از یأس باشه ، به تلفظ واژه ی "هیچکس" در ثانیه ی 34 دقت کنید ! هیچ تحریری بیش از این به واژه ی "تنهایی" در اون بخش از داستان ما نخواهد آمد ، اجرای اون بخش از ترانه رو با واژه های بعد و قبلش مقایسه کنید ! در لغت "برگرد" چه تحریر و تلفظی بهتر از این می تونه حس کلافه گی و نا امیدی و حسرت رو القا کنه !!!؟؟ به واقع هیچ چیزی نمی تواند جایگزین این اجرا شود ! و در نهایت چه اوجی زیباتر از این اجرا و این تحریرها برای مصرع "جای خالی تو داره همه دنیامو می گیره" می تونه باشه !!؟ این مصرع تیر خلاصی ست بر احساسات و دردهای این آهنگ ! باید اقرار کرد که سیاوش می دونه داره چی می سازه و چطور باید بخونه ! سیاوش استاد تحریرهاست و این باعث شده بازی ، ترانه ای آکنده از "تنهایی" باشه !ء

 

 

ترانه

بازی از نظر ترانه ، اثری ست سرشار از تضاد های تلخ و شیرین و به واقع مسحور کننده ! در این اثر عاشقانه ی ملایم که مثل سایر آثار ملایم و خصوصا ملایم عاشقانه ی سیاوش قمیشی ، گیرایی فوق العاده ای داره ، بارها و بارها و بارها ما واژه های متضاد رو در کنار هم و در یک مصرع می شنویم و این تاثیر گذاری ترانه رو چندین برابر کرده چون همیشه تا زمانی که یک جمله و یا داستان یک خط سیر روایی یکسان مثبت و یا منفی داشته باشه ، شنونده برای دریافت محتوا در انتظار رسیدن به پایان داستان خواهد ماند اما در این اثر و با حضور این همه تضاد و بازی با کلمات ، هر لحظه شنونده پیگیر مصرع بعدی ترانه خواهد ماند !ء

گل ، یأس ... گل نماد امید و طراوت و یأس به معنای نا امیدی و شاید حتی پژمردگی !ء

جهنم ، سرما ... جهنم نماد دنیایی سرشار از آتش و گرما و واژه ی سرما در کنار آن ...ء

رفتن ، برگشت ...ء

جای خالی تو ، پر کردن دنیای من ...ء

آسون ترین کارها ، سخت و نفس گیر ...ء

هم صحبت ، چهار دونه دیوار ... صحبت ، نماد صدا و پویایی و دیوار قطعا نماد سکوت و سکون !!ء

سقف ، بارش دلتنگی ... سقف نماد محافظی برای ریزش و یا برخورد هر چیزی و بارش دلتنگی از سقفی که قراره ... !ء

 

 

تنظیم

به نوعی من حس می کنم این روزا "خشایار احمدی" داره نقش "استیو مک کرام" اون زمان رو در آثار سیاوش بازی می کنه با احساس و سلیقه ای یه مقدار به روز تر ! ... شاید استیو از نظر من بهترین تنظیم کننده ی کارنامه ی سیاوش قمیشی بوده باشه اما بعد از شنیدن آلبوم "خط سوم" با صدای "فرامرز اصلانی" عزیز ، من به این نتیجه رسیدم که حق با سیاوشه و یه مقدار دوران اون سبک کارها گذشته و خب ما اون سبک تنظیم ها رو در دهه ی 70 موسیقی خودمون هم ، چه در آثار دیگران و چه در آثار خود سیاوش قمیشی بارها شنیدیم و نمونه های مختلفی از اون نوع تنظیم ها و با اون پدها و استرینگها و صداها موجود هست ، به هر صورت من به شخصه خوشحالم که خالق "بی تو" و الکی این ملودی رو تنظیم کرد !ء

استفاده از صدایی مشابه صدای ارگ کلیسایی یا به بیانی پیانو ی ارگان که من سالهاست توی تنظیم های ایرانی نمونه ش رو ندیدم یا خیلی به ندرت دیدم به اثر فضای خاصی بخشیده و این اثر رو نسبت به بسیاری از آثاری که این روزها می شنویم متفاوت کرده !ء

و از همه مهمتر هوشیاری تنظیم کننده و خود سیاوش در استفاده از ساند افکتی که در ثانیه ی 37 به نوعی در نقش پد و پس زمینه ی صدا قرار داده شده و "به معنای واقعی کلمه" اون حس "سرما و سوز و رخوت" رو به این اثر و به وجود انسان تزریق می کنه !ء

 

 

ملودی

در پایان مثل همیشه به اولین و مهترین بخش از آثار سیاوش قمیشی می رسیم ، ملودی ! این اثر ، ملودی ای بینهایت ستودنی ست ! من حس می کنم سیاوش قمیشی هر روز ملودی ساز تر از روز قبل میشه ! چه در زمان رو به جلو حرکت کنیم و چه رو به عقب !!!! سیاوش قمیشی یعنی ملودی ! روزی که به او گفتم هنوز خود را یک آهنگساز می دانید و یا یک خواننده و اون استدلال زیبا رو از او شنیدم برعکس بسیاری ، مطمئن شدم که کار جدیدی از او خواهیم شنید ،‌ چون سیاوش قمیشی با ملودی ساختن آرام میشه ، سیاوش قمیشی با ملودی ساختن زندگی می کنه و امروز ...ء

باز هم تکرار می کنم واقعا خوشحالم در شبهایی زندگی می کنم که روزگارش میزبان این مرده ...ء

باید زندگی کرد با شاهکار جدید مرد بارونی سرزمین اشکهای یخی ...ء

 

پدرام / تابستان 90

تقدیم به هواداران دوست داشتنی او

MP4 HQ 


Download

MP3

Download

امیدوارم ازش لذت ببرید

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۶/۱۲
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۳)

بیچاره پاش لب گوره چقدر بی تو بلب داره!




مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز / جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی..
حرف نداشت،عالی بود
خیلی مرسی




قابل نداشت!!
۱۶ شهریور ۹۰ ، ۱۴:۴۰ پرستار آزاد قم
سلام من آهنگ های سیاوش خیلی دوشت دارم این کارش هم خیلی قشنگ بود.ممنون
سلام.وای وبلاگ دانشگاهی و سیاوش قمیشی
نمی ترسید از حراستتون؟




حراست؟!!
کجاس ؟کو؟
مگه تو دانشگاه حراستم داریم؟
من که ندیدم!!!!
سلام سلام
واای من عاشق این آهنگم
میثم جان موی سپیدش را فلکش رایگان نداد!!
سلام بر همکار عزیز

منم امسال به جمع دانشجوهای پرستاری وارد شدم!

با افتخار شما رو لینک کردم همکار محترم
با سلام خدمت شما.وب قشنگ و پرباری دارین.لطف کنید مارو لینک کنید و بگید تا ما هم شما رو لینک کنیم.مرسی




ارجاعش میدم به خانوم صدیقیان!!!!!!!



خسته نباشید واقعا!
خدا قوت!

چرا هیچکس نیست؟؟؟؟؟وبلاگ انگار یخ زده!!!!نه کسی کامنت میذاره نه مطلب جدید؟!نمیدونم ،شایدم همه یه جورایی درگیرن،درگیر گذروندن آخرین روزای تعطیلات!!




ما که حضور فعال داریم بقیه نیستن!!
سلااااااااااااااااااام میثم خان.خوبی؟
خجالت نمیکشین واقعا؟!یعنی چی آخه؟!
هرچی پست این ور میذاری،اون ورم میذاری؟!!!!!!!!!
مگه ملت بیکارن؟!

شوخی کردم استاد!ناراحت نشین یه وقتا!!!!!
دلم میگیره!




سلام جناب!
بعضی مطالبس که هر دوتا وب میذارم...
اما باید افتخار هم بکنین!!!
چون اولا برای همین مطالب وقت میذارم و زحمت میکشم و مث بعضیا کارم فقط کپی پیست نیس دوما اگه دیده باشی (که فک نکنم!!)اولش علتشو نوشتم که من چرا این مطلب یا مطالب مشابه رو که لازم بدونم تو وب کلاس هم میذارم!
میثم جان منم معمولا مطالبمو نیاز سنجی میکنم و تا آنجاییکه لازمه کپی پیست کم میکنم بدلیل اینکه کاملا با این کار مخالفم و از طرفی حتی اگر بخواهم شعری یا مطلبی در وبلاگ بزارم همونم شاید در بیشتر اوقات از روی کتابش تایپ میکنم کلا زیاد وقتمو میگیره بدلیل کم بودن مخاطب نوشتاهام کم کم نوشتاهامو دیگه توی وبلاگ نمیزارم تا وبلاگ به سمت همون طرفی بره که همه میخوان !در اینجور مواقع خلاف جهت اب شنا کردن خطاست و بازدهی هم نداره!امیدوارم همه موفق باشند!



lممد جان فک کنم اینجا هرکی ساز خودشو میزنه و هرکی یه سمتی میره مثل نوشته های من و فرقش با مطالب بقیه دوستان..
مشکلت به نظرم به روز نبودن مطالبته که مثلا فلان مطلب (حتی قدیمی رو) به مناسبت فلان چیز (در زمان خاصی ) باید بذاری که مخاطب داشته باشه
موفق باشی
من بیشتر مطالبم مناسبتی است مثلا این شعره شهریار و بخاطر روز شعر و ادبیات ایران گذاشتم
مشکل بی دغدغه بودن قشر دانشجوست من روزی اگه به هنر مشکلات و دیگر مسائل کشورم فکر نکنم اونروز احساس پوچی میکنم امیدورارم همه موفق باشند !والسلام




تو که زحمت کشیدی ،اول یا آخر مطلبت هم در مورد روز شعر و ادبیات ایران هم چیزی مینوشتی،خب خیلیا اصن نمیدونستن..
گاهی نحوه ی بیان مطلب خیلی مهمه ممد جان!
۲۹ مهر ۹۰ ، ۱۴:۴۰ ..::پرستاری تبریز::..
ممنون زیبا بودن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی