کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

به ادامه مطلب توجه فرمائید!

سه شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ۰۴:۳۳ ب.ظ

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۷/۲۶
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۶)

سلام.
وای!!!!!!!!! عجب چیز خفنیه این خطای دید.
سرم درد گرفت.
ولی باحال بود.
قشنگ بود
۲۷ مهر ۹۰ ، ۱۹:۱۵ مرضیه صادقی
چه کاریه.....!!!
اصصصصنشم اون لیموها!!خودشون دارن حرکت میکنند و خطای دید هم نیس.قشنگ نگاه کن....دیدی؟ تابلوس.نه؟
سلام
خوبید؟
خیلی جالب بود
جالب بود
۲۹ مهر ۹۰ ، ۱۴:۳۱ ..::پرستاری تبریز::..

چشمام درد گرفت...

بیکاری این چیزارو میذاری ؟سرم گیج رفت .
قشنگ بود
سلام !
جالب بود .
لحظه ای شاد فراهم شد .
شاد باشی و خندان
سلام
۰۳ آبان ۹۰ ، ۱۹:۰۷ پرستار کوچولو (سمیه)
اینکه غایب بوده ام مدتی حرفی نیست،اینکه دلتنگی دست از سرم برنداشت مسئله است
برگشتم دلتنگی هایم را هضم کنم...
:-O!!!!
جالب بود
سلام عاطی خانم گل
من برگشتم
در مورد اون سفارشت هم اطاعت امر شد! ولی چرا بعده این همه مدت یاد اون مطلب افتادی؟
۲۴ آبان ۹۰ ، ۱۲:۳۷ وحید شهمائی
خلیلییییییییییییییییییییییی سرمان گیج رفت!!!!!!!!!!!!!!
۲۵ آبان ۹۰ ، ۱۴:۱۸ پرستار کوچولو (سمیه)
خیلیییییییییییییییییییییییییییی تکراری بود
خیلی تکراریه بود مث خودت!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی