کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

برگ زرینی دیگر در دفتر 46

دوشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۰، ۰۵:۳۱ ق.ظ

قطعا همه شما بارها و بارها کوزه فوق را در سلف دیده اید (البته سالمشو). نمونه این کوزه ها هم اکنون در سلف آقایان  یافت میشود. موفقیت اخیر چندی پیش توسط یکی از دلاور مردان دوره ۴۶ که حاضر به فاش کردن اسم خود (به دلیل عدم ریا) نشد  به دست آمد. این اتفاق فرخنده و خجسته که شادی بسیار زیاد بچه ها را به دنبال داشت باعث تشکر و قدردانی صمیمانه و خالصانه جناب قدیری مدیریت محترم سلف از عامل کار  شد. سخن را کوتاه میکنم. به امید کسب پیروزی های بیشتر در صحنه های بزرگتر . . . . . 

در انتها جا داره از مدیر وبلاگ عذرخواهی کنم به خاطر پستم که بلافاصله پشت سر پستشون گذاشتم. میخواستم تا خبر داغه رسانه ای بشه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۹/۰۷
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۲۳)

bah bah baro bache gol
man khodam oon rooz shahede in eftekhar afarini e bozorg az nazdik boodam vagheab az aghaye bbbbbbbbbboooooooooggghh kamale tashakoro daram
dorood bar bachehaye azize dore 46 :D
vazreshkaran piroozbashid
khoram chon gol har roz bashid :D
ورزشکاران!

دلاوران!

نام آوران!

چند تیکه شو برمیداشتید تا تو موزه ملی به نام 46ای ها ثبت میکردیم! چند تا دیگه شم میفروختیم به کلکسیونرها!
۰۷ آذر ۹۰ ، ۲۰:۲۳ کسری وحیدی (آواز ایرانی)
با این سرود ها یاد باخت تیم والیبال ایران به آمریکا افتادم
میگم خوب شد تیم والیبال به آمریکا باخت ها . . .
وگرنه تا هفته از تلویزیون سرود ورزشکاران . . . پخش میشد
و البته یکی بود که هر روز میومد و میگفت صحنه را دیدم . . .
8-/
۰۸ آذر ۹۰ ، ۰۷:۳۲ تکنیک سلامتی
با "یک سئوال صنفی از پرستاران" بروز هستیم و منتظر نظرات شما.
من تیز عامل این حرکت تاریخی رو می شناسم. او مردیست که وقی نامش بر زبان جاری میشود،لرزه بر اندام می افتد.
۰۹ آذر ۹۰ ، ۱۸:۱۲ محمد رضایی
اسم دوره 46 پرستاری تهران رو باید با "خط سبز" روی ماه حک کرد.......
چطوری ؟؟؟!!!


داری حال و احوال میکنی یا چگونگی انجام کار رو میخوای؟
۱۰ آذر ۹۰ ، ۱۴:۴۳ تنهای کوچه های بی کسی!
دلم گرفته،دلم عجیب گرفته!تکه های قلب من خوردتر و شکسته تر از این کوزه ایست که به آن میخندند.آری این روزها قلب شکستن هم هنر میباشد و شاید یک افتخار!!!
سلام!
اولا از جناب مایکو برای ایجاد حس و شور خودجوش! و پیشنهاد جالبشان سپاسگزارم
2.جناب کسری کی میگه "صحنه را دیدم؟؟؟:D
3.مسعود ،نام این افتخار آفرین باید بعدها بر سر در دانشکده حک شود!!
4.ممد کله ت بوی قرمه سبزی میده هاااا!!!
5.مینا که انگار تو فضاست، خوب شکستن دیگه چطور نداره!!!
6.این آخری هم دل منو به درد آورد ..
به قول ممد..ووووووووووووووووای
7.آخه چرا منو تو این موقعیت قرار میدین ؟هااا؟؟
8.سلام عرض می کنم خدمت فلانی
کییییییییییییه؟کیه..................؟
۱۴ آذر ۹۰ ، ۱۳:۴۵ تنهای کوچه های بی کسی!
من که درست نفهمیدم جناب "از باران" چی میگه؟؟؟؟؟!!!!ولی به هر حال اینو قبول دارم که معلوم نیس کی به کیه اصلا این روزا هیچا اصلا معلوم نیس کی به کیه؟؟گاهی آدم هویت خودشم گم میکنه...!!!مثل این کوزه ی بیچاره!
چقد خوبه آدم الکی الکی دلش خوش باشه!
..............................
دم کسری هم گرم! کشتن مارو با این آهنگ! تو این صداسیمای به این عریضو طویلی یه مومن پیدا نمیشه یه ترانه جدید بسازه؟!
...............................
به امید افتخارآفرینی شما عزیزان در المپیک لندن!
کوزه ای سبز ززززز(!)در سلف شکست و هیچکس(البته خارجیا!)نفهمید چه کسی آن را شکست؟!
والیبال که افتخاری نیافرید،خوبه حداقل میتونیم به این آقای شجاع(!)افتخار کنیم!


۱۶ آذر ۹۰ ، ۰۵:۴۱ گمنام جانبازعاشق همت30سال ساکن قفس ثارا-

باسلام ای فرشته وطنی
...
پرستار یعنی مددکار و فردی میتواند مددکار و پرستار دیگری باشد که توانمند باشد اما پرستاران ایران خود نیاز به پرستار دارند - در مشکلات پیچ در پیچ و خم و چم زندگی یومیه چنان گرفتار و در سیستم پزشک سالار بهداشت و درمان کشور چنان اسیر شده اند که با تلقین تلقین و انرژی مثبت نیز نمیتوانند خود را راضی نشان دهند.در این میان ظلم مضاعف دیگر نداشتن رسانه است. ایجاد این وبلاگ راهکار نیست بلکه باید برسیم به هر پرستار یک رسانه و این یک رسانه است .بیائید صدای مظلومیت خود و فریاد دفاع از حقوق خود را به گوش همگان برسانیم.

این مطلب بالا نوشته یک فرشته پرستار عاشق مورد تاییدمن است؟

جهت اطلاع فرشتگان (پرستاران)گوشه ای از من دردنامه من بخوانید..

اما من30 سال معلول ناشنوا در اسایشگاه وابسته به پرستار بودم

که از این موارد بالا پرستار گفتند ندیدم/ بدلیل پرستارما ...رشته مامائی

وپرستاری نخوانده یا درس و دانشگاه نرفته/که به جان ما افتادند//

ومعنی پرستار فهمیدیم/بداخلاقی وکچ خلقی....برعکس/ما پرستارشان بودیم؟

پرستاربافقر مالی وبیکار باحقوق کم استخدام کردند/یابی سواده/یادوزد بوده/

یاسیگاری/یامعتاد//یا چاپلوسی وفتنه گر بوده/یافساداخلاقی داشته /

چقدر بی حیا اینها تحمل کردیم بخاطر دلال بازی های بعضی مسولین

بنیاد شهید وحفظ منافع اینها نظارگر وتایید دفتاری اینهابودند/

وبقیه اش دیگه نمی گم خودتون

حدس بزیید والسلام.غلی عبادالله الصالحین...
.
درد دلی گوشیه ای 30ساله یک معلول شباهت گردتی وناشنوا کامل/

جانبازعاشق..یوم مظلوم اشد علی الظالم/ امام علی/ع/

من هم به نوبه ی خودم این افتخار افرینی رو به همه ی شما بچه های دوره 47 تبریک میگم
به امید پیروزی های بعدی
هیپ هیپ هووووووووورا
هیپ هیپ هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


چه ربطی داشت به 47؟
حال واحوال؟؟!!!!! بله خب مخصوصا حال و احوال کسی که زده شکسته
و اما ..آقای باران، دیگه چی ، تعارف نکن هر چی می خوای بگو
اومده بودم روزمونو تبریک بگم
روزتان مبارک گل]گل]

امام صادق علیه السلام :

شما را دوست ندارم جز در این دو ببینم دانشجو یا دانشمند



شما کدومشید:
ای جانباز میهنم من باید از تو بیاموزم راه رسم عشق ورزیدن را

وقتی نفس میکشی بمن نفس میدهی

تو بودی که بمن آموختی چگونه عشق ورزیدن را

راحتتر و واضحتر بگویم من میهن دوست و میهن پرست نیستم و خاک دوست نیستم

ولی انسان دوست هستم شرافت را دوست دارم و از شرافت مردمم تا پای جان پاسداری میکنم و تو پاسدار دیروزی که چگونه زندگی کردن را بمن اموختی

بوالله اگر نبودی من امروز نمیتوانستم با آرمانهای که در سر دارم در جامعه امروزی سر کنم و وقتی تو را میبینم که با بالهای شکسته و خسته تاریخ را تکرار کردی و اینک در کنجی تنها و فراموش شده افتادی و شاهده آرمانهای بربادرفته دیروزی!!!

و من امروز در شغلم سمتم شما را الگو قرار داده ام که در عصر ندانستنها انسانیت را از یاد نبرم و در قبال جامعه ام برای مردمم تعهدمند حرکت خواهم کرد


متون ادبی جالبی بود اما هرچی تلاش کردم ارتباطشو با شکسته شدن کوزه متوجه نشدم
سلام به همه!
جناب "تنهای کوچه های بی کسی" منظورم از "کیه..." تیکه کلام بابا اتی تو قهوه تلخ بود همین..دیگه کجای حرفامو نفهمیدی توضیح بدم!!!
مینا خانوم خب شکستن کوزه کاری نداره
جناب......داشتن رد میشدن، خوردن به کوزه اونم افتاد!
"صحنه را دیدم"،بس شگفت و شور آفرین بود که دل هر 46 ی را شاد می ساخت!!!


این حرفات منو یاد نامه مقام ع...ظ...م...ا به محمد نصرتی انداخت:
بسم الله الرحمن الرحیم
محمد جان صحنه را دیدم و بسیار پسندیدم. ازینکه دل ملتی را شاد نمودی از تو تشکر میکنم.
و من الله فینگر
بچه ها بچه ها!

بــــا هــــــــم دوســت باشــیــــد!
میگم روز دانشجو با تاخیر مبارک.
ولی یکی اون بنده خدا مجتبی رو یواشکی ببره یه گوشه بهش بگه که ما دوره 46 هستیم .
سیزدهمین کامنت این مطلب را یک جانبازی نوشته و به مشکلات پرستاری پرداخته ومن هم خواستم بهش بگم شما خودتان الگوی پرستاران هستید و به مشکلات جانبازی تاحدودی پرداختم
من هم این حرکت افتخار آفرین و اسطوره ای رو به بروبچ گل 46 تبریک میگم.
و دستان حماسه ساز این واقعه رو به گرمی میفشارم.
تبریک . . . ببخشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی