کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

عکس سال 1356 دانشکده ی پرستاری و مامایی

دوشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۰، ۰۸:۲۶ ب.ظ
سلام بچه ها!
تو قسمت نظرات دیدم دو نفر ، که یکیشون ذکر کرده بود از بچه های سابق دانشکده ی خودمون بوده و نفر دوم هم آقای کسری وحیدی از بچه های فارغ التحصیل دانشکده خودمونه هر کدوم به لینک جداگانه گذاشته بودن که خیلی جالب بود!

عکس دانشکده مون سال ۵۶!!

این عکس دانشجویان پرستاری سال 1356 دانشکده ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران هست.
مکان عکس هم ورودی ساختمان پرستاری روی پله ها...

راستی ممکنه تو این عکس بعضی استادای خودمونم باشن..
میشه این عکسو بهشون نشون داد و بعضی هارو شناسایی کرد.
اگه کسی تونست اطلاعاتی در این مورد گیر بیاره اطلاع بده تا در ادامه ی همین مطلب بذارمش.

یه روز هم میاد که بچه های دوره ی ۹۶!! عکسای مارو میذارن و میگن یادشون بخیر

روزایی میرسه که هرکدوم بعد این ۴ سال ،میره دنبال کار و زندگیش

یکی ارشد و دکتری میخونه
یکی ازدواج کرده و احتمالا بچه داره
بکی برا ادامه تحصیل رفته خارج از کشور
یکی مشغول کار تو بیمارستانه
و ممکنه هر کی هر جا تو این کره ی خاکی باشه ...
از همین الان میگم الان که اینارو مینویسم دلم براتون تنگ میشه ..
فکر اینکه اون روز آخر باید از هم دیگه برای آخرین بار خداحافظی کرده و ..
تازه به هم عادت کردیم!!
خوبی دیدین که ازم از دستم در رفت
بدی هم دیدین باور کنین منظور خاصی نداشتم و از روی کینه نبوده ،چون من هیچوقت همچین آدمی نبودم و نخواهم بود...
گاهی شوخی هاییم می کنم جدی نگیرین،کلا آدم راحتیم و میدونین که دیوونه م
دلم خیلی برا شیطنتامون تو کلاس،پیچوندنا و ...تنگ میشه

فک کنم یکی از خاطره های دسته جمعی که مث یه دفتر خاطرات خونواده ی ۴۶ میمونه همین وبلاگه که بعد از تموم شدنش وقتی به اینجا اگه سر بزنیم ،با خوندن هر مطلب کلی خاطره برامون زنده میشه..

امیدوارم قدر این مدتی که باهم هستیمو بدونیم و ابن زمان باقیمونونده رو از دست ندیم و اجازه بدیم لحظات و خاطرات خوبیو کنار هم داشته باشیم

با نوشتن این جمله یاد این ترانه افتادم که ابی میخونه..

"منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره، که این احساس زیبا هست
.."

به قول یکی از بچه ها با هم دوست باشید!

برقرار باشید و سبز سبز...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۰۱
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۲)

۰۱ اسفند ۹۰ ، ۲۱:۲۶ کسری وحیدی (آواز ایرانی)
به به
بلاخره یکی پیدا شد این عکس رو اینجا بگذاره؟
بگردید این عکس رو به استادا نشون بدید شاید بعضی هاشون توی این عکس باشن
مثلا خانم ذاکری مقدم و یا دیگران
اگه خبری شد همینجا بنویسید



احساس مسولیتو حال کردی!!
آره پیشنهاد جالبیه حتما این کارو میکنیم.
همون دوستی که یک روز میگفت باهم دوست باشید چرا ره دشمنی می پیماید!

متن جالبی بود حالم گرفته شد ممنون از این چشم انداز و دور اندیشی دوسال بعد و دکتراو بخشو شیفتو ایندهو زن و زندگیو اینجور چیزا را ترسیم کردی .حال که اینقدر دلت صاف است از ته دل برایم یک آرزو کن آرزو کن که آرزویم برآورده شود که من اگر به این آرزو نرسم نه زندگیم ارزش زنده بودن دارد و نه مرگم ارزش جاودانه شدن




فک نکنم اونی که منظورته همچین کاری کرده باشه!
حال کردی دور اندیشیو؟!!
آره آدم دلش میگیره اما کاریش نمیشه کرد
آرزو میکنم که به آرزوت برسی. ما که به خیلیاشون نرسیدیدم!!
مرسی!
چقد لباس فرمشون قشنگ بوده!
واقعا دلم میگیره وقتی به این فکر میکنم که چه زود داره تموم میشه...من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد...!!




آره جالب بوده
منم به اندازه ی بارونای یه ابر دلتنگ میشم!
آخی ما رو برد به سالهای 56-57
ایشالا عکس فارغ التحصیلیمونو بذارید تو وبلاگ..




ایشالا !!
وآآآآآآآ
چه رویایی دل شماها میگیره ابرو بارونو مه و خورشیدو اینجور چیزا




پ نه پ فقط دل تو میگیره!
کجاش روییاییه آخه بچه،کابوسه!
خب دیگه ما از ابر و بارونو این چیزا!! خوشمون میاد
خوب الحمدالله خوشتون بیاد :قابل توجه اونای ک از بارش باران لذت میبرند ولی از هوای ابری لذت نمی برند میگن وقتی هوا ابری میشه دلمون میگیره !!!
راستی اونای ک بجای تاریخ اسلام والمسلمین ،فرهنگ تمدن برداشتن روز شنبه توسط آموزش (خانم فدایی)فرهنگ تمدن حذف می شود، حتما حواسشون باشد که تاریخ اسلام والمسلیمین را بردارن البته من به یه سریشون خبر میدم به بچه اطلاع دهید:
1.خانم ابراهیمی
2.خانم پردیس
3.خانم فاتحی
4.خانم کیوانلو
5.خانم نورعلیئی
6.خانم دیهول
7.خانم یار احمدی
8.آقای پورقیومی
9.آقای فخاری
10.آقای آیینی
11.آقای باقرزاده
12.آقای رضائیانی
13.آقای راهواره
14.آقای وقاری
15.آقای عسگری
16.آقای مظفرلو
17.آقای سلیمان
سلام
حتما هم این اساتید چادر به سر با لبخند به شما عکس جوونیشونو نشون میدن میگن:من اینم.چه توقعاتی دارین شماها!!!
البته خیلی از اینها الان بازنشست شدند...
هی روزگار دوره ما وبلاگم نبود...




نه واقعا بعضیاشون خیلی با روی باز جواب میدن
آره شاید!
چقد پیر شدی!! ای روزگار...
یه وقت شما از این عکسا نگیرین که کارتون به نهادهای بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق می کشه!



چشم!
البته اگه تا اون موقع نهادهای بوق وجود داشته باشه!
هی میگم بیاید عکس بگیریم، گوش نمیدید که! :دی




ما که میایم شما نیستی جناب!
از اینکه سیمین را از نادر جدا کنند چه تشویقای میشه

جایزه گلدن گلوب،دو جایزه اسکارو...

شخصیت نادر در این فیلم برام جالب بود ولی نه تسلیم شرایط شدنشو...

و بازیگر محبوبم شهاب حسینی در این فیلم خوب بازی کرده بود

و از همه مهمتر نقد حاتمی کیا
برای خواندنش از شما دعوت میکنم که با [خونسردی] ب وبلاگم سر بزنید منتظرم...



ممد الان این تبلیغ بود دیگه نه؟!؟!
بابا تبلیغ چیه ؟؟گفتم باید در رابطه با فیلمی که اسکار گرفته نظر بدی !!!دیگه...

در هر حال شما هر جوری دوست داری فکر کن!!
کار قشنگی بود.قدر لحظه هاتونو بدونین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی