کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

لحظه انتخاب، سخترین لحظه ی زندگی انسان!!

چهارشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۰، ۰۵:۳۹ ق.ظ

  

میخواهم از بزرگترین و حساس ترین و سرنوشت سازترین لحظه ی زندگی یک انسان صحبت کنم!

لحظه ی که اگر درست و بحق باشد انسان را از خمودی ،بی ثمری و زندگی ننگ بار نجات میدهد و او را به بلندترین درجه انسانیت می رساند.و آن لحظه چیزی نیست جز لحظه ی انتخاب!

هر انسانی در هر عصری که پا به عرصه ی هستی می نهد ،هستی او با ماموریتی همراه است و در قبال این ماموریت رسالتی را بر گردن دارد این رسالت بزرگ چیزی نیست جز انتخاب درست و حرکت به سمت کمال انسانیت!

منظورم از انتخاب نه تنها اینست که چه رشته ی را انتخاب کنم ،با چه کسی ازدواج کنم و چه شغلی برای آینده ی خود داشته باشم و...بلکه همه ی اینهاست که در مفهوم کلی به نام تعهدمندی نسبت به جامعه ی خود و نسبت به هر موقعیت یا سمت خود معنی می یابد!

مثلا شخصی وقتی شغلی را برمی گزیند در قبال این شغل باید متعهد باشد و وقتی کسی همسری را برخود اختیار می کند باید حس مسئولیت و تعهد  در عشق به او و امانت دار بودن نسبت به احساسی که به او دارد، نمودار شود و یا اگر رشته ی را انتخاب می کند باید سعی داشته باشد تا بفهمد که این رشته اش چقدر برای جامعه اش مفید است و چقدر انسان ساز است. ولی از انتخاب سخن بمیان نیاوردم که آن را فقط در این گونه مسائل خلاصه کنم بلکه میخواهم از انتخابی سخن برانم که از گونه ی وجودی یک مخلوق خاکی که چندسال بیشتر در این دنیا زندگی نمی کند یک مخلوق جاودانه  می سازد.

برای تبین درست لحظه انتخاب بزرگترین و زیباترین انتخابی که میتوانم سخن بمیان آورم انتخابی است که هزارو چهارصد و اندی سال پیش حسین علیه السلام آن را رقم زد.

وقتی در سرنوشت حساس خود در مرحله ی قرار میگیری که در آن جز دو راه برای تو نمی ماند یا باید خویشتن را در ننگ مرگبار فنا شدن بیندازی و یا با بصیرت خود زندگانی جاویدان یابی و در آن مسیر قدم بر داری!

حسین علیه السلام که مشعل هدایت بشریت است وقتی در لحظه ی انتخاب قرار می گیرد که کدام مسیر را انتخاب کند یا مرگ با عزت یا زندگی با ذلت! و او مرگ با عزت را برمی گزیند.

شاید اگر من و شما در آنزمان بودیم در عقلمان نمی گنجید که چگونه حسین علیه السلام با وجود کم بودن افرادش این راه را برمیگزیند!ولی بعد سالها و گذشت قرنها، ان دور اندیشی امام حسین علیه السلام برای ما روشن می شود.

اول اینکه وقتی باطل با تمام قوای خود به میدان می آید در چنین وضع و موقعیتی برای خنثی ساختن قوای باطل باید حق محوران هوشمندانه بمیدان بیایند تا باطل بودن باطل را نمایان سازند (چون همیشه باطل بر صورت ماسک حق می زند و از این راه خود را حق جلوه میدهد)و پرده های بیخبری را از چشمان باطل محوران کنار زنند.

این انتخاب درست و هوشمندانه در عصر آنزمان چون اقیانوس عظیمی شد در طول تاریخ که تا به امروز به بشریت حیات آزاده زیستن را آموخته است!

و اما امروز که باطل محوران با هر آنچه در دست دارند به دین مداران و آزادی محوران می تازند و اندیشه های نسل امروز را به بردگی می کشانند، برای فرد مسئول ،آگاه ،هوشمند ،متهد و دردمند در قبال انسانیت واجب است که با تمسک به راه حسین علیه السلام در مقابل باطل بی ایستدو انتخاب کند که در کدامین جبهه قرار بگیرد که هنوز راه حسین ادامه دارد .

هرکس از این مسئولیت و رسالتی که برگردن دارد سرباز زند بسی به بی راهه رفته است.

مگر نه اینست که هر روز عاشوراست و همه جا کربلا !و کربلا چون اقیانوس عظیمی است که بر اجساد متحرک بشر روح آزادگی دمیده .تا وقتیکه یزیدیان بر سر حکومت ها بر ملتها حکمرانی میکنند و احکام دین را نابود می سازند و یا بر حقیقت پرده ی نفاق می اندازند باید قیام کرد بر علیه باطل !

باید سکوت سهمگین خود را شکست که همانا سکوت می تواند مرگ تو را بدنبال داشته باشد و عدم مسئولیت در چنین وضعی نا خواسته تو را به بی راهه خواهد کشاند و چون مردگان متحرک هیچ علمی باری مقابله با چنین وضعی نخواهی داشت .

پس باید برخاست و برای حق و حقیقت طلبی و گرفتن حق مظلوم از ظالمان و ایجاد عدالت و آزاد ساختن بشریت از چنته ی قدرت طلبان قیام کرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۰۳
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۵)

دوستان با هم دوست باشید!
وبلاگ گروهیه, هر کس حق بیان عقیدش رو داره! ;)
۰۷ اسفند ۹۰ ، ۱۰:۲۱ یک پرستار دات کام
پرستارم پرستارم پرستار
کسی بیمارتر از هر چه بیمار
چرا این‌قدر چپ‌تابند با ما
پزشکان خدانشناس غدّار ؟!
....................................................................
آلوورا (پاسخ به چند مخاطب) در یک پرستار دات کام. دعوتید!
....................................................................
................................
آلوورا - پاسخ به چند مخاطب در یک پرستار دات کام. دعوتید!
سلام.
مطلبت مثل همیشه متفکرانه بود اما باز هم مثل همیشه زیاد بود !
راستی ، اون نقدی رو که از فیلم جدایی نادر از سیمین داشتی ، چرا توی وبلاگ نمی ذاری ؟
به نظرم می تونه بحث داغی باشه.


سلام دوست خوبم !
آره همیشه طولانی مینویسم و دلم نمی آید مطالبم را ابتر در وبلاگ قرار بدهم این شاالله از این به بعد دنبال چاره هستم
در رابطه با فیلم جدایی نادر از سیمین یک نقدی داشتم،یک کمی کاستی داره باید برطرف کنم بعد. هنوز در جایی قرارش ندادم بزار فکر کنم!
آقای قلی زاده عزیز خیلی وقتا خیلیا که ادعای روشنفکری و آزادی بیان داشتن، رسما و با کمال وقاحت به دنبال بریدن سرم بودن، اما من هم با کمال پررویی و به قول دوستان در عین تحجر روی عقاید وایسادم!
نتیجه اینکه با خالی کردن عرصه، دیگران به اصل و ریشه اون حرفت پی نمی برن!


سلام آقا عادل ممنونم که همیشه برمن لطف داری و نظراتم را دنبال میکنی !

بزار فکر کنم بحرفت!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی