کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

جدایی؟!نادر از سیمین!!

سه شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۰، ۰۱:۰۲ ب.ظ

یکی از فیلم های که در سینمایی ما ساخته شد و دارای مفهومی عمیق در رابطه با بتصویر کشاندن واقعیت های جامعه ی کنونی داشت ، فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین به کارگردانی آقای اصغر فرهادی است.

این فیلم با نگاهی عمیق و روشن به معضلات جامعه پرداخته که بخاطر همین رودر رو کردن مخاطب با واقعیت های جامعه باعث جذابیت بسیار و از طرفی دارای طرفدارانی فراوانی گردیده است.

اولا به کارگردان این فیلم باید تبریک گفت که توانسته با اندیشه ی عمیق و نگاهی ژرف زشتی های جامعه را به تصویر بکشاند و نسبت به جامعه ی خود آگاهی و شناخت داشته که توانسته در این فیلم تقریبا نگرشهای اقشار مختلف جامعه را بتصویر بکشد.

 ولی این اثر علاوه بر بر حسن ها ضعف های را هم داشته که به نظر من کارگردان موفق کسی است که در ورای زشتی های جامعه راه حل و رسیدن به آن جامعه ی آرمانی را نیز بتصویر بکشد تا اینکه مخاطب به حرکت فراخوانده شود در این فیلم این مسئله کمتر بتصویر کشیده شده و یا اینکه مخاطب به سختی به این پیام پی می برد یعنی  یک نوع  نامیدی وجود دارد یعنی بقول آقای حاتمی کیا همه چیز نامیدی است اینجا جای زندگی نیست باید رفت خارج!!

و تحلیلی که از فیلم داشتم و برداشتی که میتوانستم از فیلم و شخصیت های آن بدست بیاورم اینست: بنظرم این فیلم یک فیلم اجتماعی عمیق در رابطه با مسائل جامعه است و نقشی که بازیگران این فیلم بازی میکنند هر کدام نماینده ی قشری از جامعه را تشکیل میدهد یعنی هر فرد نماینده ی یک نوع نگرش و تفکر در جامعه.

مثلا شخصیت نادر در این فیلم یک فردی معتقد به سنت های ایرانی و پایبند به اصول جامعه و کسی که براحتی از حقش نمی گذرد و نماینده  یک قشر قانون مدار و محترم است و پدر نادر نماد دلبستگی های نادر به گذشته و سنت های کشورش است که حتی کوچکترین بی احترامی را نسبت به این سنت ها حاضر نیست تحمل کند ولی همین شخصیت نادر در این جامعه بجای می رسد که حقیقت را می پوشاند و برای دفاع از خودش حتی بدروغ معلم ترمه را وادار می کند که شهادت دروغ بدهد و حقیقت را از دخترش می پوشاند یا حتی به او دروغ می گوید.

و سیمین را نماینده ی اقشاری از جامعه می توان نامید که حاضر نیستند در این جامعه با این وضعیت فرهنگی زندگی کنند و آرمانهای خودشان را در جایی دیگر جستجو میکنند و بکلی به جامعه ناامیدند و حتی حاضر نیستند فرزندانشان در این جو زندگی کنند و بزرگ شود نماینده ی گروهی که زود تسلیم شرایط می شوند و به جای اصلاح کژی ها، از وضعیت ها و بحرانهای جامعه فراریند.

و ترمه نماینده قشر نوجوان و در آستانه قضاوت و تصمیم گیری است و از همه چیز بی اطلاع است و در حال جمع آوری اطلاعات می باشد تا تصمیم بگیرد

و راضیه نماینده ی قشر مذهبی است که به اصول دین و احکام اسلامی پایبند می باشد و حتی در سخت ترین شرایط نیز نظر دین برایش مهم است و این فرد بدلیل وجود مشکلات در خانواده و جامعه مجبور می شود به سختی ها تن بدهد ولی  یک نوع جبر اجتماعی بر دوش دارد که حقایق را می پوشاند یا بکراهت بازگو می کند وقتی حقیقت را بازگو می کند که مسئله ی اعتقادات بمیان می اید و عقیده و ایمانی که بقران دارد حاضر نمی شود قسم بخورد و حقیقت را بازگو می کند.

و حجت نماینده ی قشر کم درآمدی که زیر بار فزاینده ای از مشکلات و بدهی قرار دارد و چندین بار بخاطر همین مسئله به زندان می افتد  و این فرد به ستوه آمده از مشکلات  همه ی بدبختی های خود را بگردن قشر مرفه جامعه می افکند نماینده ی قشری که ایمان و عقیده دارد ولی عقیده ی او در مشکلات گم شده ، خود را باخته ، هیچ چیزی برایش مهم نیست، احترام قانون نمیشناسد، آب از سرش گذشته، از هیچ چیز ابایی ندارد ، کنترلی روی رفتارش ندارد ، از تهدید ترمه تا معلم ترمه و حتی از قانون نمی هراسد.

اما اصلی ترین چیزی که در این فیلم می شود بدان پرداخت، شکافی(GAP) است که بین خانواده ها و تمام اقشار جامعه مشاهده می شود و این شکاف باعث به تزلزل کشیدن خانواده ها و جامعه شده است وقتی نهادی بنام خانواده دچار تزلزل می شود مطمئنا به جامعه سرایت میکند  در واقع خانواده یک جامعه کوچک است  وقتی دروغ گریبان گیر تمام اقشار جامعه است بدین دلیل است که دروغ در خانواده ها رایج شده .

در رابطه آخر فیلم اکثر مخاطبینی که این فیلم را دیده بودند وانمود میکردند که این فیلم آخرش را هر طور می توانی تحلیل کنی و برداشت افراد مختلف است.اما من در قسمتی که در رابطه با شخصیت ترمه  صحبت کردم در این فیلم ترمه نقش قشر ناآگاه و نوجوان جامعه را تشکیل میدهد اولا نسبت به وضعیت موجود جامعه ناآگاه است  و درحال جمع کردن اطلاعات برای محل زندگی خود است و همین فرد وقتی با واقعیت های عینی جامعه روبرو می شود و از دادگاه تا مدرسه و فرهنگ مختلف افراد در جامعه و از همه مهمتر دروغ گویی در جامعه را می بیند خارج رفتن را به ایران ترجیح میدهد!!


در  دنیا هر نقشی را بازی کردیم خویش را نبازیم چون عاقبت مهم است نه امروز!و ظاهر افراد را ملاکی برای دین دار بودن یا نبودنشان نشمریم!!

چرخه هستی مانند یک تاس می ماند سعی کنیم همیشه شش بیاریم و باید مراقب باشیم ، صفر بیاریم جبهه هامون عوض می شود مثلا:

ممکن است بازیگر فیلم "میم مثل مادر" چنان خودش را ببازد که مهلک ترین ضربه را به سینمای ما وارد کند

 حلالم کنید!مخصوصا مدیر محترم وبلاگ،و آقای رضائیانی بخاطر مطالب ترم دومش میدانم نظرش با نظرم تا حدودی یکیست واختلافات هم مباحثات را شیرین میکند هر چند در گلچین شخصیت ها با هم اختلاف داریم . متاسفانه آقای (ح-و)با عقایدم مخالف است حتی مرا ملحد نیز نامیده است ترجیح بدهیم بسیجی باشیم نه در بسیج(بسیج یک کلمه است احساس مسئولیت و تعهد در قبال جامعه) بسیج یک آرمان یک هدف است برای همه اقشار ،هرکسی بهمان قدری که در درونش ارزش ها را جایگزین کرده، همانقدر به بسیجی شدن پیش رفته: نه یک تیپ خاص وبقول امام خمینی بسیج یک تیپ نیست یک فرهنگ است.لطفا مرا بعنوان نماینده ی این قشر نشمرید چون من لیاقت بسیجی بودن راندارم از شهدا خجالت میکشم که خود را بسیجی بنامم امیدورام منظورم روشن باشد.دیگر کسی مرا عنوان نماینده ی این قشرننامدمخصوصا بچه های کلاس!یاعلی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۱۶
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۹)

۱۷ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۳۷ پرستار باشی
سلام
هرچند این فیلم را ندیده ام ولی فکر می کنم از معرفی شخصیت ها توسط شما می توان به خیلی از چیزها پی برد.
من هم به عنوان یک مسلمان ایرانی خیلی نقد ها به اقای فرهادی دارم اما سوال من از شما و همه ی منتقدان این سوال را دارم که وظیفهی یک هنرمند در زمان خودش به عنوان یک تاریخ ساز بزرگ این است که در آثارش مدینه ی فاضله را نشان بدهد یا مدینه ی واقعی ؟
اگر پاسخ شما و تمام منتقدین به فیلم جدایی از سیمین مدینه ی فاضله است من نیز این قدر نقد به آقای فرهادی را می پذیرم.
اما اگر پاسخ شما و دیگر منتقدین مدینه ی حقیقی روز است ما نمی توانیم اوضاع فعلی جامعه ی خودمان را نادیده بگیریم.
امروزه قانون گریزی در کشور ما دارد تبدیل به فرهنگ می شود. فرقی هم نمی کند که این قوانین انسان نوشته باشد یا از طرف خدا...
قانون گریزی و دوگانگی ارزشی موجود در کشور ما بعث شده است که جدایی بین خیلی از اقشار جامعه ما خود را نشان دهد. مثلا بچه مذهبی ها و غیر مذهبی ها
چرا دسته ای از مردم می خواهند بروند خارج؟آیا یکی از دلایلش این نیست که سرعت تغییرات اوضاع این قدر در ایران سریع است که فرد نمی تواند جایگاه دو سال آینده خود را در جامعه برنامه ریزی و پیش بینی کند؟
و در پایان هم اکنون ترمه های زیادی در ایران و جهان هستند که با عملکرد ما بزرگترها روش های خود را برای زندگی آینده انتخاب می کنند.
خودمان را ادب کنیم


سلام
در رابطه با جواب سوالتون بنظرم کارگردان موفق کسی است که مدینه حقیقی را نشان بدهد و راه رسیدن به مدینه فاضله (جامعه مهدوی) را تبین کند فیلم آقای فرهادی در شناساندن مدینه حقیقی موفق بوده ولی بنظرم در شناساندن جامعه فاضله کمی ناموفق عمل کرده است و بنظرم یک فیلم گنجایش آن را ندارد که هم زشتی ها را بنمایاند و هم راه حل ارائه بدهد ولی یک کارگردان عمیق شاید بتواند این هدف را محقق سازد ولی فلم جدایی نادر از سیمین در عملکرده شناساندن واقعیت های جامعه خوب عملکرده و نیازهای جامعه را شناسانده و کمبود ها را نمایانده و این شناساندن نیازهای حقیقی جامعه میتواند راه گشا باشد برای حل مشکلات،
از اینکه قانون گریزی در جامعه یک فرهنگ شده شکی نیست باز میگردد به نحوه ی اجرای قانون یا آشنا کردن مردم با فرهنگ قانون مداری و چگونگی تبین این هدف!
ادامه کامنت بعدی...
۱۷ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۳۱ محمد در ادامه جواب کامنت قبلی ...
مسئله ی بعدی دوگانگی ارزشی که بهش اشاره کرده اید بله الان در جامعه بین قشر مذهبی و غیر مذهبی ما فاصله زیاد شده و این مسئله را من با ژرفای وجود بعنوان نماینده ی بیطرف احساس میکنم و چند روز پیش مسئله پیش اومده بود من بعنوان اینکه یک نماینده قشر مذهبی(بظاهر) تلقی میشدم با یک شخی که بعنوان نماینده قشر غیر مذهبی(بظاهر) تلقی میشد چقدر فاصله از لحاظ تفکرات و اندیشه ها بوده است که این گونه تفکر مرا سخت ازرد که چرا در یک کشور و هم وطن و هم فرهنگ و هم کیش اینقدر فاصله باشد مسیحی مسلمان همدیگر را تحمل میکنند ولی دو نفر هم مذهب اینقدر باهم فاصله دارند برای فهمیدن این فاصله ها 26ساعت فکر کافیست !!!
۱۷ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۵۰ محمد رضایی
آنهایی که خود را در تبعید خودخواسته قرار می دهند رنجی عظیم تر از کسانی می­برند که به اجبار تبعید شده اند. تردید مهمترین شکنجه تبعیدیان خودخواسته است. روزهای خوبی نیست، دور و برمان پر است از دوستانی که مهاجرت می کنند و ما را تنها می­گذارند. آنها که می­روند از اینکه تنهایمان می گذارند باید شرمسار باشند و ما که مانده ایم از اینکه نتوانستیم کاری برای ماندنشان بکنیم خجل زده­ایم.
فکر می کنم منظور رو رسونده باشم با این جمله آریتی!!!
من همیشه طالب مطرح شدن حرف و فکرها در هر سطحی و از هر نوعی بوده ام و معذرت خواهی از من فقط شوخی با من است!!
در مورد جمله بالا فکر کن و با خداحافظی های ناچسبت بسنج محمد جووووون!


نمیدانم معذرت خواستن از شما با این نفس بزرگ و روح بزرگی که داری شوخی تلقی میشود! حلالیت طلبییدن از کسی که نمیداند برای چه باید حلالم کند چه معنی خواهد داشت و چه چیز تلقی شود؟!
دیگه اینکه محمد جان یه شعری از شهریار را دستکاری کردم میذارم امیدوارم حرف دلم برایت آشکار شود فقط بیش از این نپرس :
رفتم غم دل گفته غریبانه بگریم /سر پیش خود آرم ، چو دیوانه بگریم
دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن/چشمی به کف آورده به این خانه بگریم
آخر نه چراغم که خندم به ایوان/ شمعم که در گوشه‌ کاشانه بگریم
با وحشت دیوانه بخندم نهانی/بر فاجعه حکمت فرزانه بگریم
بلبل که نبودم بخوانم به گلزار /جغدی شده شبگیر به ویرانه بگریم
پروانه نبودم در این مشعله، باری /شمعی شده در ماتم پروانه بگریم
بیگانه کند در غم من خنده، ولی من/با چشم خودی در غم بیگانه بگریم
درد این تبعید هر چند برایم سخت است ولی سختی تبعید از گفتنش اسان است!
""خداوندا من آینده را نمی بینم راه برایم تاریک است ولی من تو را می بینم و تو آینده را ،
همینکه من تو را میبینم کافیست!!""
چقدر خوب است که کسی در این شورزار فکر،تعقل میکند.جای بسی خوشحالی است اما:
سعی کنیم در مسائلی که در ان تخصص داریم نقد وارد کنیم(البته شما مختارید نظراتان را ارائه دهید
2)نقدتان تک بعدی بود و بس ساده انگارانه
3)"ولی این اثر علاوه بر بر حسن ها ضعف های را هم داشته که به نظر من کارگردان موفق کسی است که در ورای زشتی های جامعه راه حل و رسیدن به آن جامعه ی آرمانی را نیز بتصویر بکشد تا اینکه مخاطب به حرکت فراخوانده شود" تا انجایی که بنده اطلاع دارم تنها کارگردانان ایده الیست اینگونه می اندیشیده اند که خوشبختانه نسلشان چند دهه ایست رو به انقراض نهاده.حال اگر شما اینگونه میاندیشید درست نیست که بگویید فیلم ضعف داشته بهتر است گفته شود من اینطور دوست داشتم باشد
4)" وانمود میکردند که این فیلم آخرش را هر طور می توانی تحلیل کنی و برداشت افراد مختلف است"
به نظر بنده فیلم open end نیست بلکه باید بر اساس شواهد قضاوت کرد..........ترمه پیش پدر میماند.حالا پیدا کنید پرتقال فروش را
5)" بازیگر فیلم مادر (گلشیفته فراهانی) هالیوودی شود و بازیگر فیلم هالیوودی"
از کی تا حالا هالیوود فحش شده و مایع قباحت.کاش روزی بیاید انسان ها را با 1فیلم و 1کلیپ قضاوت نکرد و خودمان را در جای خدا و بر مسند قضاوت نبینیم
6)"(علی استون)مسلمان شیعه" شایعه ای بیش نیست،به 20:30 مورخ 18/12/90مراجعه شود.
7)"سمت راست اولین عکس " اولین نفر از سمت راست صحیح است


آدم بعضی موقع خودش هم نقد بشه خوبه! بالاخره یکی پیداشد
ممنونم از نظری که دادی!
بالاخره یکی پیدا شد مطالبم را تا آخر بخواندجالب برام
در رابطه با حرف اولتون که باید در مسائلی که تخصص داریم وارد شویم حرفتون درست است، ولی من در سطحی که هستم با توجه برداشتهای که از فیلم داشتم نوشتم ،دیگر بیان نظر همانطور که شما فرمودید تخصص نمی خواد!
.2نظر نظره و از نظر شما ساده انگارانه بود نظرتون برام محترمه!
3.بازم از نظر من ضعف داشته این ایراد را به فیلم خوبی چون "جدایی نادر از سیمین" حتما باید وارد میکردم و به حرف شما هم اعتقاد دارم کارگردان ایده آل کم شده این یک طرف قضیه و هم من اینطور می اندیشم بلکه اینطور اندیشیدن را هم درست میدانم
ادامه در کامنت بعدی....
۲۰ اسفند ۹۰ ، ۰۴:۴۵ در جواب کامنت قبلی
...4.بالاخره در مورده آخر فیلم نظرات متفاوته ،من با توجه به نقش و تحلیلی که از ترمه داشتم این برداشت را کردم شاید برداشت شما متفاوت باشد بازم نظره...!
5.نمیدانم چندتا فیلم هالیوودی دیدید تاثیری که فیلم های هالیوودی بر اندیشه ی نوجوان عصر امروز میگذاردبسی مخربتر از هزار تا ...چی بگم برید چندتا فیلم هالیوودی ببینید تا به این خشونت نهفته در فیلم هایشان پی ببریدالبته از نظر من خیلی مشکل داره این فقط یکطرف قضیه است، یه چندتا انگشت شماری مشکل نداره، همونایکه شما دیدید!! در رابطه خانم (گ-ف) شواهد ببینید میفهمید چرا این حرف را زدم
6. خبرگزاری فارس به منظور پاسخ به سوالات مخاطبان و افکار عمومی در این زمینه و رفع هر گونه تردید، متن کامل اظهارات این بازیگر آمریکایی را در ادامه به زبان فارسی و انگلیسی منتشر می‌کند. متن انگلیسی نوشته شان استون بوده و هیچ دخل و تصرفی در آن صورت نگرفته است.
Where have I ever denounced Islam? I believe that Islam is a continuation of the messages brought by the Prophets of the God Abraham and Jesus. If Moses stood for the law, Jesus represented Grace, and Prophet Mohammad is a model for Marefat (knowledge)

I have always believed in one God (Allah); therefore I was not converted, but I accepted and embraced Islam.

My Shahadatin was an extension of my faith by announcing that Prophet Mohammed is a messenger of God.

My name is Sean, which is my secular name. Christopher is my Christian name; and Stone is my Jewish name that I inherited from my father, a man who's risked his career for the pursuit of truth.

Ali is my divine Muslim name for justice; I learnt from him not to bow in front of anyone but Allah.

Who are you to question my faith? I submitted my heart to Allah.

Thanks

مطالب مرتبط در هر حال (گ-ف) هالیوودی شده :ولی من با هالیوودی شدن این بازیگر (گ-ف)مشکلی ندارم بلکه با رفتار اخیرش مشکل دارم در هر حال هالیوود سبک فیلم سازیش یعنی روشش را قبول دارم ولی محتوای فیلم هایش را قبول ندارم"چند بارم به دوستانم گفتم که سبک فیلم سازی هالیوودی را یاد بگیرد نه محتوای فیلمش را.
7.اشتباه از من بود
۲۰ اسفند ۹۰ ، ۱۰:۲۰ پرستار باشی
سلام نظرات همتون رو خوندم خیلی جالب بود .من دوست ندارم نظری بر فیلم وارد کنم به همین خاطر سوال وارد می کنم:
آیا خوب است در نشان دادن واقعیت ها تنها قسمت منفی و متاثر کننده آن را نشان دهیم؟ برای مثال در سینمای ما فیلم های زیادی با موضوعات مختلف از روی واقعیت جامعه ما ساخته شده است مانند طلا و مس و...
آیا سیاستمداران غربی نیستند که با دادن چنین جایزه هایی به کارگردانان صاحب اثر در فیلم های نا امید کننده می خواهند دین و نظام ما را نظامی پر مشکل و مردم ما را ناراضی از مشکلات جلوه دهند؟
آیا واقعا کشور ما پر از افرادی است که مهاجرت می کنند؟
آیا مهاجرت کنندگان همه اندیشه های متعالیی ذارند و نخبه اند؟
آیا تمام مهاجرت کنندگان زندگی جدید بهتری دارند؟
آیا تمام نخبگان کشور ما راه رسیدن به اهدافشان را مهاجرت می دانند؟
و...؟

باز از اقای فرهادی تقدیر می کنم نه به خاطر جایزه ای که گرفته و نه به خاطر طرز فکرش بلکه به این خاطر که باعث شد بعد از مدت ها مردم آنچه را بر صفحه سینما می بینند عمیق تر نظاره گر شوند. اینکه همه سعی در نقد این فیلم می کنند نشانه ای از موفقیت این فیلم است. من فکر می کنم فیلم موفق فیلمی نیست که جایزه اسکار می گیرد بلکه فیلم موفق فیلمی است که ذهن منتقدان بیشتری را فعال کند.



به نظرم آقای فرهادی هم بغیر از مشکلات متاثر کننده چیزی نداشت که از آنها بگه!
یا میخواستی همش میگفت همه چیز خوبه گل و بلبل ، جامعه ی ما خوبه ،هیچ کسی دروغ نمیگه و آخر سرم دو نفر باهم ازدواج کردن و عاشقانه دارند زندگیشونو ادامه میدن!
بنظرم اینطور توجیه کردن ما را شبیه عاقلان این شعر پروین نشون میده:
گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ای
عاقلان پیداست، کز دیوانگان ترسیده‌اند

من بدین زنجیر ارزیدم که بستندم به پای
کاش می‌پرسید کس، کایشان به چند ارزیده‌اند

دوش، سنگی چند پنهان کردم اندر آستین
ای عجب! آن سنگ‌ها را هم ز من دزدیده‌اند

سنگ می‌دزدند از دیوانه با این عقل و رای
مبحث فهمیدنی‌ها را چنین فهمیده‌اند

عاقلان با این کیاست، عقل دوراندیش را
در ترازوی چو من دیوانه‌ای سنجیده‌اند

۲۰ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۴۳ ادامه ی شعر پروین...
...از برای دیدن من، بارها گشتند جمع
عاقلند آری، چو من دیوانه کمتر دیده‌اند

جمله را دیوانه نامیدم، چو بگشودند در
گر بدست، ایشان بدین نامم چرا نامیده‌اند

کرده‌اند از بیهشی بر خواندن من خنده‌ها
خویشتن بر هر مکان و هر گذر رقصیده‌اند

من یکی آیینه‌ام کاندر من این دیوانگان
خویشتن را دیده و بر خویشتن خندیده‌اند

آب صاف از جوی نوشیدم، مرا خواندند پست
گرچه خود، خون یتیم و پیرزن نوشیده‌اند

خالی از عقلند، سرهایی که سنگ ما شکست
این گناه از سنگ بود، از من چرا رنجیده‌اند

به که از من باز بستانند و زحمت کم کنند
غیر از این زنجیر، گر چیزی به من بخشیده‌اند

سنگ در دامن نهندم تا دراندازم به خلق
ریسمان خویش را با دست من تابیده‌اند

هیچ پرسش را نخواهم گفت زین ساعت جواب
زانکه از من خیره و بیهوده بس پرسیده‌اند

چوبدستی را نهفتم دوش زیر بوریا
از سحر تا شامگاهان از پی‌اش گردیده‌اند

ما نمی‌پوشیم عیب خویش، اما دیگران
عیب‌ها دارند و از ما جمله را پوشیده‌اند

ننگ‌ها دیدیم اندر دفتر و طومارشان
دفتر و طومار ما را زان سبب پیچیده‌اند

ما سبکباریم، از لغزیدن ما چاره نیست
عاقلان با این گران سنگی چرا لغزیده‌اند؟

۲۰ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۴۵ حسین فاطمی
1)این چه طرز پست گذاشتنه آخه؟!!! از نادر و ترمه رسیده به بسیج دانش آموزی و دبیرستان و متاسفم برات محمد!
2)همین که این فیلم تونسته حضرات علمای دانشکده ما رو به فکر کردن وادرا کنه خیلی خوبه . صرف نظر از اینکه فیلم محتوای ضد اسلامی داره و عکس خدا رو پاره کرد و با زن دایی من دست داو ... بهتره از این دید بهش نگاه کنیم که از فروردین ماه تا الان که این همه نقد و بررسی روی این فیلم شده چه قدر ازش چیز یاد گرفتیم چه قدر فکر کردیم خوبه که اینطوری بگم: "این فیلم خیلی برای فکر ما برکت داشت" ..


آفرین چقد چیز یاد گرفتی
راستی گفتی چه طرز پست گذاشتنه آش شله قلمکار راه انداختم
عزیز دل این پست جدایی ها را نمایانده تو فکر کردی فقط در این پست جدایی نادر از سیمینو گذاشتم پس جدایی من از وبلاگ چی میشه ؟!جدایی فکر بسیجی با ظاهر بسیجی چی میشه؟ !جدای نگاه بسیجی با تیپ بسیجی چی میشه؟!
جدایی قشر به ظاهر غیر مذهبی ولی به باطن مذهبی با قشر به ظاهر مذهبی به باطن غیر مذهبی چی میشه ؟!
در مورده عکس خوبمنظور م این بود:
اگر صدسال در زنجیرمانم×نخستین روز آزادی همانم
می دونم که الان میدونید شان استون مسلمان نشده ولی اگر هم این اتفاق افتاده بود، ولی مقایسه ی مقایسه درستی نبود! هالیوود یک دین نیست، مجموعه ای از افراد با ادیان مختلفه!


منم نگفتم یک دینه در کامنت قبلی یک شوخی بود ایندفعه مطمئن باش شان استون مسلمان شده ولی در هر حال فرقی نمیکند:
خبرگزاری فارس به منظور پاسخ به سوالات مخاطبان و افکار عمومی در این زمینه و رفع هر گونه تردید،اظهارات وی بشرح زیر است:

من قلب خود را تسلیم الله کرده‌ام

من بر این باورم که اسلام ادامه رسالت پیامبران خدا از حضرت ابراهیم (ع) تا حضرت عیسی (ع) است. اگر حضرت موسی (ع) شریعت را آورد، حضرت عیسی (ع) تقوا را، حضرت محمد (ص) الگوی معرفت و دانش است. من همیشه خداپرست بوده‌ام، در نتیجه تغییر خداپرستی که نداده‌ام بلکه با پذیرفتن اسلام به آغوش اسلام آمده‌ام. شهادتین من گسترش دین من است با اعلام این که حضرت محمد (ص) پیامبر و فرستاده خداوند است.

شان اسم عامیانه و دنیایی من است، کریستوفر اسم مسیحی من، استون اسم یهودی است که از پدرم به ارث برده‌ام؛ پدری که با همه زندگی خود برای گفتن حقیقت ریسک بزرگی کرده است و علی اسم اسلامی و روحانی من است برای عدالت خواهی. من از حضرت علی (ع) یاد گرفتم که در مقابل هیچ کس غیر از الله سجده نکنم.

تو که هستی که مسلمان شدن مرا زیر سوال ببری؟

من قلب خود را تسلیم الله کرده‌ام.

با تشکر


زیاد نمی خوام توضیح بدم ولی در کل با نظر آقای قلی زاده موافقم.
اینکه فرهادی پرداخت خوبی داره مشکلی ندارم، ولی از اینکه یه فیلمساز فقط نقد کنه و راه حلی پیش روی جامه آشفته خودش نذاره یکم اذیتم می کنه!
درباره الی هم همینطور بود. نه اینکه پایان باز به نظر من باد باشه نه! مثلا مارمولک تبریزی هم پایان فیلم رو آزاد گذاشته بود، ولی آدم بعد از پایان فیلم که بهش فکر می کنه، یه احساس آرامشی بهش دست میده! اما فیلم فرهادی اینطور نیست.
نمی دونم چرا اینقد فرهادی کامش تلخ شده چون من سریال در شهر رو خیلی دوست داشتم و با وجود بیان مشکلات اجتماعی اون روزگار، آدم احساس همدردی می کرد ولی جدایی نادر از سیمین بیشتر به آدم طعنه میزنه.
البته این برداشت من از فیلم هستش!
یه نکته دیگه ای که خیلی اذیتم کرد اون تیکه ای بود که سیمین مقنعه خودشو با روسری عوض کرد. با خود این عمل مشکلی ندارم، ولی ناخودآگاه از این حرکت فرهادی به شدت منزجر شدم. شاید این واقعیت کلان شهر ها باشه ولی به هیچ وجه این برداشت از حجاب رو تو شهر ها و روستاهای کوچیک ندیدم.


من در کلاس تاریخ اسلام چند تا سوال پرسیدم وباز این سوالم پیگیری خواهم کرد در زمانی که دو تا قدرت روشنفکر و پیشرفته بنام ایران و روم بود چرا یک جامعه ای عقب افتاده(عربها) که هیچ روشنفکری در آن نیست سریع بتواند تمام قلب ها را مسخر کند و فکرها را معطوف خود!
مردم یا همون روشنفکران غرب نگر ما! فکر میکنند راه نجات اینا سکولاریسمه در حالیکه فقط فکر میکنند بفکری که میکنند نمی اندیشند !
کلا منظورم اینه که در فیلم جدایی نادر از سیمین "تفکر سیمینیسیم غالبه"این خیلی بده!!
من جامعه ی فعلی را قبول ندارم ولی هدفم رسیدن به جوامع غربی نیست بلکه ایده آلم در هیچ جامعه" فعلی "محقق نیافته چون اندیشه های مردم معطوف به حکومتهای زمان خودشان هست وقیاس میکنند!قیاس وضعیت را بدتر میکند و فرهنگ باختگی بوجود می آورد باید چاره ی دیگر جست !!
در مورد بسیج هم خیلی با بچه ها بحث کرده بودم، ولی به نتیجه ای نرسیدم.
همش یه احساس چاپلوسانه ای به بسیج دارن.
من هر کاری کردم که این دیدگاه رو در مورد واژه بسیج عوض کنم نتونستم که نتونستم!
....................................
آقای قلی زاده امیدوارم رفتنت از اینجا از موضع عزلت باشه تا عقب نشینی.


نه آقا عادل من عقب نشینی نکردم .بعضی از بچه ها نمیدونم چرا با من مشکل دارند برای شاد کردن دل اونا رفتم .دل یک مومنم شاد کردن خودش کلی می ارزه!!
سلام
به قول دکتر شریعتی: بزرگترین ضربه ای که روشنفکرا به ما زدند این بود که اسلام رو از ایران جدا کردند.
هیشکی نمی خواد قبول کنه اسلام به زور تو دل مردم نیومد!
یا به ایران قبل از اسلام گیر میدن!
یا به اسلام صفوی!
از اون طرف هم
یا به ایرانیت گیر میدن!
یا یه شاه شاهنامه!
یا به زردشت و کوروش و ...
آخه این همه افراط و تفریط واسه چیه؟
یاد بگیریم که از از گذشته فقط میشه درس عبرت گرفت.
اینکه میگیم تاریخ تکرار میشه، واسه اینه که به دنبال قیاس کردن و تکرارش بودیم نه عبرت گرفتن!
یاد بگیریم که ملاک هر خوب و بد هر چیز فقط در همون زمانه!
وگرنه ممکنه بده دیروز، خوبه امروز باشه و یا بر عکسش و یا اینکه اصلا در اون مورد نظرمون تغییر نکنه!


کسی که میخواد با عقلانیت جلو برود عصبیت ناهنجار را کنار میگذارد و فقط شعارش را این قرار میدهد من میخواهم بکمال برسم و تنها هدفم عمل کردن به ارزشهای انسانیت و اسلامیت(مسیحی ،یهودی ،اسلام،زرتشت و...)است تنها هدف یکتاپرست بودنم است !
من یکی از حرفهای که چند روز پیش یکباره در ذهنم خطور کرد این بود:
"در زمانه ی که همه از اسلامی زیستن فرار میکنند از انسانی زیستن فرار نکنیم"
عده ای بمن میگفتند مگر اسلام غیر از انسانی زیستن است گفتم بله وقتی امام حسین علیه السلام فرمود "اگر دین ندارید آزاد مرد باشید". پس آزادمرد بودن یک چیزی که به انسانیت مربوط است نه بدین !ارزش انسان میطلبد که چنین باشد و کمتر از این حیوانی تلقی میشود پس اگر روزی خواستیم از اسلام دور بشیم از دین دور بشیم حداقل از انسانیت دور نشیم و انسانوار زندگی کنیم((البته اول این توصیه را بخود کردم و توهین نیست وقتی تقریبادر جامعه ی همه از دین زده میشوند حداقل از انسانیت زده نشیم"))
اولا که تاس عدد صفر نداره مگر اینکه تاس چرخه هستی جماعت ترک زبان با تاس های معمولی فرق کنه

دوما آیا به نظر شما اگر کسی امروز در جامعه ما حرف از اصلاح شرایط بزند فردایش زنده خواهد بود؟؟؟
این عالی است که فردی هم مشکلی را بیان کند و هم برایش راه حلی ارایه دهد ولی همیشه نمیشود حد ایده آل را ارایه کرد
شاید تغییر و تحول و ارایه راه حل برای مشکلات در کشور ما نیاز به تغییر و تحول اساسی داشته باشد(که دارد) ولی آیا به زبان آوردن این تحولات ادامه زندگی فرد را تهدید نمیکند؟ (زبان سرخ سر سبز دهد بر باد)

همین الان که آقای فرهادی تا این حد مشکلات را نمایش داده است در ورودش به کشور و ادامه کارش شک و شبهه و شایعات فراوان وجود دارد دیگر وای به حال روزی که بخواهد راه حلی هم ارایه کند




ب سلام حسین عزیز چطوری یانه چه خبرترا؟؟
تاسه جماعت ترک زبان اگر فرق داشته باشه چه ربطی به آذری زبانها داره؟؟
اونم باید از شما بپرسم که تاس سمتای قزوین با تاس آذربایجان شرقی فرق داره یانه؟؟
چونکه تاس ما آذربایجانشرقیا با اونایکه که در جاهای مختلف ایران هست یکیه
ولی قزوینو نمیدونم!!
در تاس انداختن خیلی برام پیش اومده که عددی ظاهر نشه بلکه مثلا بین ششو چهار ظاهر میشه و دراین صورت تاس انداز مجبور میشود تاسش را دوباره بیندازد(البته در فضای سه بعدی بیشتر اتفاق میافتددولی منو تو فرقمون با اون حالت اینست که فرصت دوباره انداختن نداریم ) و من این حالت را صفر در نظر گرفتم شماهم لازم نیست اینقدر ظاهر نگر باشید مفهوم را دریاب!!
دوم ملتی که برای امروزش کاری نکند فردایش هم چون امروزش خواهد شد!!تا کی میخواهیم از حرف زدن بترسیم بنظرم ره شب رفتن دل شیر میطلبد وکسی که بدنبال حق خود است باید برای حق خود قیام کند ولی چه قیامی دنبال قیامی نباش که تو را به حضیض بکشاند دنبال قیامی باش که بتو عزت بدهد اگر درست انتخاب کردی ودرست برعلیه ظلم برخواستی شکستت هم عین پیروزی میماند
ادامه در کامنت بعدی..
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۱۰:۲۶ در جواب ادامه ی کامنت قبلی

...بقول یک سخن معروف "من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد"کارگردان یک رسالت بزرگی دارد باید فیلمش بنفع جامعه باشد و بجامعه ی کمک کندآقای فرهادی کارش را خوب انجام داد ولی رسالتش را درست انجام نداد وقتی در فیلم اندیشه ی سمینیسیم(سیمین نگری)بر مفهوم احاطه دارد این فرهنگ وملیت را بر باد میدهد بنفع فرهنگ و اصالت ایرانی نیست ولی اگر اندیشه ی نادر غالب بود چه بسا این فیلم کمک کننده تر میشد
کسی که از ادامه ی زندگیش می ترسد نمی تواند به بشریت خدمت اساسی کند بعضی وقتها باید گذشت"مرداب رود را پرسید تو را چه شد اینقدر صاف و زلالی
و آزادنه بر همه جا جاری میشوی رود پاسخ داد من گذشتم تو نیز بگذر!!"
حال من و تو باید بگذریم تا از مرداب گونه بودن نجات یابیم و تا بتوانیم از دامنه های پر از خار مغیلان کوهستانها عبور کنیم و به بشریت حیات ببخشیم
...
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۱۳ در جواب nurse 47
1 - اصولا فیلم ها را برای ما تماشاچی ها میسازند و به نظرم وظیفه و حق ماست که نقد کنیم و اگر اجازه نقد را نداشته باشیم انگار اجازه تفکر و حتی شعور فهم فیلم را هم نداریم!
2- این نقد را از نظر خیلی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران به بیانی دیگر هم میتوان دید.
ثانیا در اموری که نمی فهمید نظر ندهید. مگر شما در نقد تخصص دارید که این نقد را نقد می کنید !!!
3- فرهادی در این فیلم میخواست دروغ و زشتی ان را نشان بدهد اما خودش با دروغگویی تمام بسیار مبالغه امیز حوادث را نشان داده.
4- در قسمتی از فیلم، سیمین بیان می دارد که ترمه مرا بیشتر دوست دارد اما بخاطر طلاق نگرفتن من از نادر و به اجبار پیش نادر .
5- هیچ کس خودش را جای خدا نمی بیند اما یک کودک 6 ماهه هم می فهمد که لخت شدن بده!
6- علی استون هم بنا بر آخرین منابع معتبر و موثق مسلمان شده.


با تشکر از دوستی که این نظرو گذاشته!
این کامنت برای من مثل "یک حبه قند" میمونه!
اصلا دیروز حواسم نبود یک اشتباه را دوباره تکرار کردم در رابطه با خانم (گ -ف)هرچند کارش اشتباه است ولی امام علی علیه السلام میفرماید :
اگر شبانگاهان گناهی را از کسی دیدید صبحگاهان او را گناهکار نبینید شاید توبه کرده باشد !پس بدوست خوبم بگم که عور شدن گناه است ولی اگر توبه کرده باشد چه ما حق نداریم مواخذه اش کنیم
مسئله ی دوم :در مورده آقای فرهادی منظورتون را متوجه نمیشم یعنی چی فرهادی دروغ میگوید؟؟شاید در جامعه ی ما دروغگویی رایجه ولی مبالغه امیز بودنش را من نمیدونم
ممنونم
فک کنم لازمه اصولگرایی اصلاح طلبیه و به عکسش.
اونی که اصول موضوعش رو ول کنه و کور کورانه به دنبال تحول باشه، همونقدر به نتیجه نمی رسه که در طیف مقابلش هم با چسبیدن کورکورانه به سنت های گذشتش،بی خیال آیندش باشه و یا بخواد بدون انعطاف و تعصب صرف، پیشرفت کنه.
.................................
در مورد کامنت قبلی هم حداقل از طرف خودم مطمئنم که نه منتقدم و نه کارشناس! بلکه نظرم رو به عنوان یه بیننده و مخاطب و اینکه چه چیزی به ذهن ابترم رسیده بیان کردم و - به قول بچه های بالا - لا غیر!



از علمای که هزار سال است هنوز مسئله آب و کر وقلیل مهمترین مسائل توضیح المساله چه انتظارای داریم نه اینکه این مسائل مطرح نکنند بلکه بروز باشند!!!
من خیلی مقید به اصول و احکام دینم هستم ومطمئنم علی وار فکر نمیکنیم یعنی در عصر خود زندگی کنیم و زمانشناس باشیم و به اصول دینمون پایبند نمیدونم شایدم من دارم اشتباه میکنم احساس میکنم یجورایی علمای ما زبان جوانان را نمی شناسند یا برعکس جوان زبان عالمان را نمیفهمند!!
اونور دارند بر علیه امام زمان فیلمای میسازند که بچه ی قنداقی را هم تحت تاثیر قرار میده ما هنوز در اولش مانده ایم !!بابا تکنولوژی غرب را بگیرید بر علیهش بتازید این یعنی پیشرفت!!هنوز مردم ما از کراوات زن بدشون میاد!
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۰۹:۰۶ ××××محمد حجازی××××
سلام بالاخره تونستم بیام و یه نگاهی به وبلاگ پر محتوای شما بندازم واقعا مطالبتون عالیه اگه دوست داشتید به وبلاگ منم سر بزنید راستی نظر هم بدیداااااااااا




سلام چه عجب یادی از فقیر فقرا نه ببخشید از ثروتمندان کردی اومدیم تشریف نداشتید!
سلام دوست هم رشته ایی خوبی؟شرمنده بابت تاخییر نبودن طولانی.سال جدید انشالاه سال بسیار پر باری برات باشه
به نظرمن سازندگان این نوع فیلمهاآبروی وطن ماراپیش جوامع غربی می برندوادامه شوبازبان شعرراحتترم بگم خطاب به بعضی هاکه برای کشورخودشون ارزش قائل نمی شوند


قطع قلم به قیمت نان می کنی رفیق/این خط واین نشان که زیان میکنی رفیق
گیرم دراین میان به نوایی رسیده ای/گیرم که زوددکه دکان میکنی رقیق
فرداکه آفتاب حقیقت برون دمد/سردرکدام برف نهان می کنی رفیق
شاعر:حسین جنتی




قشنگ بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی