کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

برنامه امتحانات!

جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۱، ۰۴:۴۳ ب.ظ
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستان 46 ای، هیچ یک از مباحثِ کودکان، حذف نمی باشد!
روان قبل از میان ترم حذف است!

درس

روز

تاریخ

ساعت

تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی

یکشنبه

28/3

13.30

پوست- اعصاب

شنبه

3/4

8.30

بهداشت جامعه 3

دوشنبه

5/4

10.30

بهداشت روان 2

چهارشنبه

7/4

8.30

زبان خارجه

شنبه

10/4

10.30

کودکان 2

دوشنبه

12/4

8.30

چشم- گوش- خون- توانبخشی

شنبه

17/4

8.30

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۳/۱۲
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۴۵)

سلام عاطفه جون !
مرسی عزیزم خیلی لطف کردی


قربونت
عاطی شکلکه زبانو خوب اومدی ... !!




پلیدیـَّـت ازمون می باره
۱۳ خرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۶ محمد رضایی
واقعا مرسی من نداشتمش...


خواهش میکنم، کاملا مشخص بود
۱۳ خرداد ۹۱ ، ۱۸:۵۸ محمدقلیزاده
وقتی هجوم نامردیها را در جامعه می بینم

وقتی ناپاکی ها و دروغ گویی ها در جامعه افتخار تلقی می شود

باخود می گویم پس کجایند مردان مرد!!

همانهایی که شرافت مرد بودن را با هیچ کالایی عوض نمی کنند !!

خدایا بر سر مردان جامعه ام چه آمده است همانهای که دیروز واژه ی مردانگی را از واج های از هم گسیخته آفریده اند چرا امروز هر چقدر می گردم این واژه را جز در کتابهای گرد و خاک گرفته ی گذشتگان نمی یابم !!

خدایا بر سر مردان جامعه ام چه آمده است ؟؟

شاید مرد بودن سخت شده است !!

نمیدانم در زندگی آینده ام چگونه نقشم را بازی خواهم کرد و چقدر گرد و خاک مردانگی را خواهم زدود و یا خود نیز زنگاری گردو خاک بر این واژه خواهم شد ولی خوب میدانم مرد بودن سخت شده است..!!

خدایا زنان جامعه ام به کدامین راه میروند نیک اندیشیدم و تنها به این نتیجه رسیدم که زنان امروزی فقط بدرد مانکن پشت ویترین برای تبلیغ لباس می خورند و مردان جامعه ام فقط افتخارشان به نر بودنشان است نه مرد!!

و یاد ان حرف بزرگ افتادم که میگفت:

زن قداست دارد برای با او بودن باید مرد بود نه نر...!! و الان نه زن داریم و نه مرد!!

ببخشید بی پرده حرف زدم

ولی ارزشهای جامعه استحاله شده است و زنان حیا و عفت را فدایی سنت های کهنه ی پدران و مادرانشان کرده اند و مردان غیرت را فدایی سنت ها کرده اند و تنها سخنی که میتواند به این حرفهایم معناا ببخشد این بیعت شعر است:

نسل آدم خویش را از یاد برد/ پرده ی حجب و حیا را باد برد

و اینک..

ترس من از اینده ی جامعه ام است میترسم نسلی تربیت شده و رباط گونه ی بوجود بیاید که هر آنچه سرانشان بر دهانشان میگذارند عقیده شان بشودو یک نسلی فاسد پدید بیاید !!

یک نسلی که از لحاظ ایمان و عقیده و ملیت یکسانند ولی مختلف!!

و کشور گروه گروه بشود و سریع از هم بپاشد!!

فقط یک توصیه دارم هیچ چیز را فدایی اتحاد نکنید(واعتصموا به حبل الله جمیعا)
سلام به همه ی همکارای عزیز "پ46ی"

وبتون خیلی باحاله

"برتـر از چشمـه خـورشیدها
بـرتر از ایـن عـالم بـی انتـها
باز هــم بالاتر از عـرش خدا
عرصه پرواز مرغ فکر ماست"
سرزنده موفق باشین
ارسلان خسروی پرستاری مهر88 آزاد یزد"




مرسی دوست عزیز...
۱۴ خرداد ۹۱ ، ۱۶:۱۲ محمد قلیزاده
چقد نوشته هام زیاد شدند
روز مرد روزی است که در آن بخود بیایم و دوباره مرد بودن را مرور کنیم
مرد در یک کلمه پنهان است بنام غیرت
غیرت یعنی اینکه هرجا دیدم به مظلومی ظلم می شود غیرتم اجازه ندهد تا ساکت بنشینم
غیرت یعنی اینکه وقتی به جامعه ام حمله کرده اند و میخواهند شرافت و فرهنگ ملتم را به یغیما برند غیرتم اجازه ندهد تا ساکت بنشینم و به جبهه ها بروم و از ملیتم ، از دینم ، از شرافتم و فرهنگم دفاع کنم
غیرت یعنی اینکه اگر دشمنم را در میدان جنگ به زمین میزنم چون به صورتم آب دهان می اندازد رهایش کنم و بگویم غیرتم اجازه نمیدهد تا بغیر رضای خدا (برای نفس خود) جهاد کنم
غیرت یعنی اینکه قلمم ، قلبم ، زبانم و همه چیزم در خدمت رضای خدا و دفاع از مظلوم باشد
غیرت یعنی اینکه با دروغ گویی شرافتم را زیر سوال نبرم
غیرت یعنی اینکه اگر همسایه ام گرسنه است شبها خواب را بر خود حرام کنم و کوله باری از طعام بر دوش گیرم و در کوچه پس کوچه های شهر در شب تاریک شادی را به گرسنگان هدیه کنم

غیرت در زندگی یک نفر هویداست و آن مردی است که به مردانگی آبرو بخشید
و آن مرد کسی نیست جز علی بن ابی طالب علیه السلام
روز میلادش که در واقع روزمیلاد مردانگی است بر مردان مرد مبارک




بله دیگه افتخار نوشت در وبلاگ رو نمی دید...
البته از حق نگذریم... دوستانِ دیگه که افتخارِ سر زدن به وبلاگ خودشون رو هم به خودشون نمی دن... :)
۱۴ خرداد ۹۱ ، ۲۱:۴۵ محمد رضایی
قابل توجه بعضی از دوستان من هر روز به وبلاگ سر می زنم.....!!




حضور نامحسوس مقبول نیست...
سلام.
وقت به خیر.
.
برای پوست و اعصاب و کودک (و بقیه درسا) خوندن همین جزوه هایی که تو گیشه بسیج بود کافیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
مباحث امتحانات طول ترم مثل کودک و روان حذف میشن از ترم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
اگه کسی حالشو داشت توضیح بده ممنون میشم.



جزوه های گیشه بسیج یعنی کدوم جزوه ها؟!

تا اون روز آخر که من دانشکده بودم که جزوه پوست نداشتیم، حالا الان رو نمی دونم! فقط میدونم که سرفصل ها رو بچه ها دارند، باید یک کتاب بگیریم و کپی کنیم!
اعصاب هم باید هفت جلسه جزوه باشه و بقیه اش هم اسلاید! اگه هست یعنی درسته!
شما فعلا همین ها دوتا رو که امتحان دومه به سر کنید، کوووووووو تا بقیه امتحانا!

حذف و این حرفها هم نداریم اصلا!
۱۵ خرداد ۹۱ ، ۱۹:۵۹ محمد رضایی
خانم صدیقیان
مگه قرار نشد که اون قسمت روان که واسه میان ترم اومد حذف شه؟خبر ندارید؟
دوما آخرین روز منظورتون کدوم روزه؟؟ شما که بعد از عید دانشکده نیومدید




شوخی نکنید من قلبم ضعیفه! حذفه جدأ؟!!!
حالا ما یه بار، همش یه بار تا آستانه حذف پیش رفتیم هی تیکه بندازیدا! :)
۱۶ خرداد ۹۱ ، ۱۲:۱۹ محمدقلیزاده
دوستان سلام متن اول را که درباره هجوم نامردیها در جامعه نوشتم متاسفانه ناخواسته افکارم در مورده جامعه اغراق کرده است در آن قسمت که گفته ام مردان جامعه ام افتخارشان به نر بودنشان است نه مرد بودنشان!!
و دیگر اینکه گفته ام :الان دیگر نه مرد داریم و نه زن منظورم مرد بمعنای حقیقی و زن به معنای حقیقی بود باز راه خطا پیمودم و هرچند مردانگی در جامعه کم شده ولی دلیل نمی شود که مرد و زن(زینت بخش افرینش) نداریم
واینکه در جایی گفته ام زنان حیا و عفت را و مردان غیرت را فدایی سنت های غلط پدر و مادرشان کرده اند باز منظورم اکثریت است و کلی گفتم از دیگر اشتباههای من است

امیدوارم زنانی که بهوشند و مردانی که بگوشند تا جامعه را از دست اجانب نجات بدهند مرا ببخشند
و یک انتقاد دارم از دوستانم چرا گوشزد نمی کنید انتقاد نمی کنید از شما انتظارها دارم اگر با حرفهای من مخالفید بگید بخدا بجایی برنمیخوره شاید حقیقت در نزد شما باشد نه در حرف من!!
و باور کنید حرفهای که میزنم عقایدی هستند که منعطفند یعنی بیشتر حرفهایم جنبه ی سوالی دارند تا مخالفان عقاید من هم حرف هایشان را بزنند و باهم به یک جمع بندی برسیم جمع بندی که نه حرفهای من به کرسی بنشیند و نه حرفهای شما بلکه حقیقت به کرسی بنشیند تا از هم جدا نشدیم انتقاد بکنید و همدیگر را اصلاح کنیم و اتحاد برادری داشته باشیم از هم فاصله نگیریم
در جواب بعضی دوستان بگم که چرا مطلب نمیگذارم
بخاطر اینک میترسم یک وبلاگ بماند و یک قلیزاده
بگذارید راحت و خیلی راحت به امید دیدار بگوییم
با هم بمانیم ولی به بی هم بودن عادت کنیم!!
تا فارغ التحصیلی زیاد راه نمانده
3ترم چون برق خواهد گذشت
بعد از فارغ التحصیلی فقط آقای خیرجوی دو خط موازی نباشم و دوستی بماند
بقیه را ممکن است در گذرگاهی ، خیابانی ،متروی ،بیمارستانی ویا بالاتفاق در هم رشته ی ببینیم و رد بشویم
چون کارشناسی ها خاطره میسازند و ارشدها دکتراها حسرت خاطرات کارشناسی را میخوردزیرا آنموقع خیال میکنند که بزرگ شده اند
من با کوله باری از خاطره که شاید داستانش را بنویسم خواهم رفت!!
نه نترسید از هیچ کس اسمی نخواهم برد حتی در داستانی که خواهم نوشت
فقط جای اسمتان خواهم نوشت ...
سلام
واقعا؟؟؟؟؟داخلی جراحیها همه توی یک روز؟؟؟دلم به حالتون سوخت.
اعصاب و پوست که خیلی بده توی یک روز باشه.
امیدوارم موفق باشید.




مرسی عزیزم! دیگه سازگار شدیم!
همین "تک تک" کنار کشیدن ها، از ترسِ رنجیدن ها (چه شاعرانه!)
همینا باعث شده که الان وبلاگمون که با تلاش همه به رنکینگ 2 رسیده (هر چند روزی که این وبلاگ رو می ساختیم به فکر رنکینگ نبودیم و هنوز هم نیستیم ولی خب نمیشه این رو هم نادیده بگیریم) داره میشه وبلاگ شخصی بنده! الان از بالا تا پایین وبلاگ رو با دقت نگاه کنید!
این وبلاگ هیچ وقت بسته نخواهد شد! هیچ وقت!
این وبلاگ دقیقا برای همین ساخته شده که "در گذرگاهی ، خیابانی ،متروی ،بیمارستانی ویا بالاتفاق در هم رشته ی ببینیم و رد بشویم" اتفاق نیفته!
برای اینکه یک خاطره مستمر باشه!
برای اینکه بعدا بیایم یه سری به آرشیو بزنیم و بینیم چقدر بچه بودیم(خودمُ میگم)، چقدر بزرگ شدیم،کلا چی بودیم! چی شدیم!
اینجا خونه ی "همه" ی ماست! همه...
۱۶ خرداد ۹۱ ، ۲۰:۵۲ محمد رضایی
تا جایی که من به صورت مکرر شنیده ام
روان قسمت گرفته شده حذف شده ولی کودک خیر حذف نشده......
۱۷ خرداد ۹۱ ، ۰۴:۱۲ محمدقلیزاده
من فکر کنم تا به حال سه بار گفتم از وبلاگ میرم ولی یه بارم نرفتم
چرا؟؟
آیا این نشان بی ثباتی من است یا اینکه هنوز حرفی برای گفتن مانده؟؟
مطالبم در وبلاگ بنظره خودم سیر پیشرفت داشته اند؟؟!!
شاید دلیلش همین باشد چون هیچ وبلاگی تا بحال جذابیت این وبلاگ را برایم نداشت
در این وبلاگ همه جور افراد با همه جور نظر وجود دارد و وبلاگ تک بعدی نیست
ومن هم بهمین دلیل شاید دوباره دوباره می مانم!!


خیلی ممنون :)
۱۷ خرداد ۹۱ ، ۱۶:۴۸ یکی خارج از کادر
به این جناب قلیزاده بفرمایید این جا جای کامنت نه کتاب داستان.


بعد دوستان عزیز چرا همه دارن یه چیز دیگه می گن ایشون یه چیز دیگه؟

اینجا چرا این قدر چیز تو چیز؟
سلام عاطفه جون خوبی گلم.مرسی که به وبلاگ گروهی ما سر زدید حسابی شرمنده شدیم
عزیزم شماهم امتحان داری منم 21 این ماه امتحان تامین اجتماعی دارم300 صفست
عزیزم برات ارزو می کنم دعا می کنم ان شالله با نمره های عالی قبول بشی



ممنون دوست عزیز :)
اره عزیزم حق باتوئه این شرکتای ایرانی باید یاد بگیرن یه عمره اقایون مدیر بودن این وضعمون حالا نوبت ماست خودمونو بهشون نشون بدیم که ازشون بهتریم

منم این ترم زبان خارجه برداشتم
عزیزم فرهنگ تمدن خیلی سخته ها من توش افتادم اما می خوام تابستون بردارم پاسش کنم خیلی خیلی سخته
آقای قلی زاده شما مگه امتحان نداری؟
این حرفا رو بذار واسه تابستون! ما همیجوری مخ تعطیلیم چه برسه به ایام امتحانا! البته به پرستار بعد از این های عزیز اهانت نشده باشه ها!
۱۹ خرداد ۹۱ ، ۲۰:۰۱ پرستار آزاد قم
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستان پلاک46






۲۰ خرداد ۹۱ ، ۰۴:۴۹ محمدقلیزاده
سلام دوست خارج از کادر و آقا عادل
چرا منم امتحان دارم نه یه روز مشخص
بلکه در ثانیه ثانیه های زندگی ام در حال امتحان شدن هستم
من شاید برعکس بقیه اون امتحانا را مهمتر میدانم
در کل شاید حق با شما باشد
من هم میروم همرنگ جماعت بشوم
۲۰ خرداد ۹۱ ، ۰۵:۵۵ یکی خارج از کادر
آقای قلیزاده من قصد بی ادبی نداشتم... ولی اخه کامنت های شما خیلی بیش تر از یه نمه خارج از کادر بود... واسه خودش در حد پست بود.... این ها رو می تونید مستقیم توی وبلاگ بذارید نه کامنت
جناب قلی زاده سلام!
همرنگ جماعت شدن هم هنر می خواد! باور کن!
این حسه همرنگ شدن با جماعت مخصوصا تو ایام امتحانا خیلی آدمو اذیت می کنه! ولی خب چاره ای هم نیست! باید خودمونو با افسردگی پایان ترم تطبیق بدیم دیگه!
سلام.
.
ممنون از جواب دوستان.
.
دمتون گرم.
در فصل ملکوتی امتحانات براتون آرزوی موفقیت می کنم



خیلی ممنون
همایش دختران حوا

این یک دعوت رسمی است از تمام دختران حوا

گل دخترا
وبلاگ "دختران حوا" به تازگی ایجاد شده و دوست داره که -دختران حوا- نویسنده هاش باشان،
اگه دوست داری تو هم به جمع دختران حوا بپیوندی، یا با دختران حوا تبادل لینک کنی
همین الان بیا
۲۲ خرداد ۹۱ ، ۰۸:۰۰ محمد رضایی
هشدار هشدار!!!
برنامه ای که نوشتید اشتباهه
امتحان تاریخ و فرهنگ و تمدن 31 ام ساعت ده و نیم برگزار می شه
امتحان تاریخ اسلام 28 ام هستش..



تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلامی به نظرم همون تاریخ اسلامه! چون این درس برای دوره ی ما ارائه شده و تو برنامه امتحانی ما زده بود 28 ام!
یه چی میخوام بگم
اینه که نظرات اقای قلیزاده را حذف کنین تا وبلاگ رنگ رو بگیره
البته اگه زحمت نمیشه



دوستِ عزیز! شما می تونید بیاید فعالیت کنید تا نظرات ایشون یا هر کس دیگه ای در مقابل کارِ شما رنگ ببازه :)
سلام به همه.
دوستان اشتباه نکنید امسال 2تا درس با اسم های شبیه به هم ارائه شده
1- تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلام ( که همه میگن تاریخ اسلام) که 28 ام امتحانه
2- فرهنگ وتمدن اسلام و ایران (که همه میگن فرهنگ و تمدن) که 31 ام امتحانه



چه پیچیده واقعا!
ممنون! :)
۲۳ خرداد ۹۱ ، ۰۵:۰۱ محمدقلیزاده
سلام
اول تشکر میکنم با این اطلاع رسانی دقیق که در امتحان پایان ترمی در ایمیل ها و وبلاگ ها وجود داره"
راستی چندتا سوال؟؟!!
بهداشت جامعه3 قرار بود یک سری سوال طرح بشه و به استاد بدهند بکجا رسید ایا امتحان فقط از جزوه ی سر کلاس خود استاد طرح میشه؟؟
بهداشت روان2 میان ترم حذفی بود ؟؟
کودکم که حذفی نبود!!
تشکر دوم از دوست اشنا که این نظر گذاشته خوشحال شدم که همچین دوست گلی را دارم :
""بهترین دوستان شما دوستانی هستند که بیشتر از آنکه از شما تعریف کنند
عیب های شما را بگویند ""
ولی من خیلی سعی میکردم تا مطالبم به وبلاگ رنگ و رو بدهند اگر رنگ ورویی را از وبلاگ برده دلیل بر این نیست که من به رنگ و رو دادن به وبلاگ تلاش نمیکنم !!و در آخر با نظر خانم صدیقیان موافقم شما هم بیایید بعنوان دوست در کنار ما قرار بگیرید تا هر دو نظراتمون را بدهیم اینطوری مطالب من رنگ میبازد



بهداشت جامعه رو نمیدونم واقعا!
بهداشت روان از استاد بچه ها پرسیدن، ایشون نگفتن که حذفه! گفتن بعدِ میان ترم رو بیشتر بخونید!
کودک حذف نیست قطعا!
برو بچ روان قبل میان ترم حذفه. نرید الکی بخونید!!!!!!
کدوم بچه ها پرسیدن؟
من خودم 2 بار بهش گفتم که واقعا حذف؟ گفت آره.



از طریق دی ال إن استاد گفته!
ای خدا من دی ال ان هم از دوباره چک کردم خودش پیامی نداده بود.چیزی نبود.



بچه ها از دی ال إن ازش سوال پرسیدن که قبل از میان ترم حذفه یا نه! اونم درست جواب نداده و نگفته که حذفه یا نه! فقط گفته که بعد از میان ترم رو بیشتر بخونید!
با شه. مرسی
قابل توجه عاطفه خانم.
سر امتحان تاریخ از استاد پرسیدم گفت از بعد دارو های روان رو بخون قبلش سوال ندادم.




خیلی ممنون :)
ایام امتحانات به کام عاطی خانم!
من از 10 تا 25 تیر امتحان دارم! ینی اینکه ملت کمپلت رفتن خونه هاشون، اما ما کماکان در پی دعا و راز و نیاز خواهیم بود!
راستی دیشب یه دفه زد به سرم رفتم پستا و کمنتای گذشته رو مرور کردم. وقت کردی این کارو بکن! خالی از لطف نیست! خیلی از کامنتا واسم نامفهوم بود ولی خب کلی خندیدم!
کامنتایی که واسه ایتالیا و میلان و والیبال اینا می دادی خیلی جلب بود واسم!




یه چیزایی جزء بدیهیاته زندگیه!
مثل اینکه ایتالی سرور است!
کور شود هر آنکه نتواند دید :دی
فروزا ایتالیا
دوستان با عذرخواهی از همتون می خواستم این کامنت قبلی رو خصوصی بفرستم ولی از دستم در رفت!
بازم ببخشین!
۰۴ تیر ۹۱ ، ۱۹:۱۹ پرستار سابق آزاد قم
با ارزوی موفقیت برای دوستان پلاک 46




سپاس
۱۱ تیر ۹۱ ، ۱۹:۱۲ پرستاران بادرود
سلام
"دکتر دعای شما رامیطلبد"
خواهشا این مطلب را اطلاع رسانی کنید
خبر دقیق درباره ی دکتر در وبلاگ ما.
۱۳ تیر ۹۱ ، ۱۰:۴۴ محمدقلیزاده
یک دو سه پارسه
در امتحان روز دوشنبه گزینه ها خودشان را به شما نشان میدهند!!


راستی نمرات درخشانمون توسط استاد در سامانه دی ال ان(فارسیش چی میشه)قرار داده شد



از مزایای 46ای بودنِ دیگه! :)

اولا توصیه میکنم حتما نمراتِ درخشان در "سامانه ی دال لِ نون" رو یک بار خودتون جمع بزنید!
دوما نمرات بسیار بسیار بسیار درخشانِ کودکان هم اومده! :|
۱۸ تیر ۹۱ ، ۰۸:۴۷ محمدقلیزاده
سامانه ی دال لٍ نون
یه موقع اومدن ایمیلو فارسیش کنند نوشتند پست الکترونیکی
یعنی ایمیل یک کلمه انگلیسی بود حالا دو تا کلمه ی انگلیسی شد پست و الکترونیک این یعنی پست و الکترونیک انقدر در فرهنگ ما جا افتاده فکر کردیم زبان خودمونه
حالا اومدن گفتن رایانامه امیدوارم یک کمی فکر کنند

توصیه میکنم که به داد این زبان فارسی برسید
میترسم آیندگان بگویند اصلا قومی بنام پارس وجود نداشته بلکه گروهی از اعراب و گروهی از اروپا و انگلیس اومدن و اینجا اقامت گزیدند کشوری درست شد بنام ایران!!

نگذارید و نگذارید و نگذاریم ایران فرهنگ خود را از دست بدهد اونموقع یک فردوسی داشت و امروز باید هر کسی یک فردوسی بشود که زیرا زبان و واژگان یک کشور نشان دهنده ی فرهنگ آن کشور است!!
عاطی کجاییییییییییییییییییییی . . . ؟




همین وررررررررررررررررراااا :))))
پس بدو بیاااا.... من چند روز پیش یه وبلاگ زدم!:)))
گلم من لینکیدمت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی