کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

درد من چیست؟؟

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۱، ۱۰:۰۷ ب.ظ

درد من رسانه های کشورم است که در پشت برنامه هایی که برای مردم می سازد هیچ فکری نیست. رسانه که باید رسالتش را در جهت رسیدن به درد مردم قرار بدهد برای پرکردن وقت مردم تلاش میکند.

درد من هنرمندان سرزمینم هست که هنر را به سخره گرفته اند و بیشترین خودباختگی فرهنگی از این قشر بی سواد به فرهنگِ خویش وارد این کشور میشود.

درد من اساتید دانشگاه است که  دنبال ترجمه هستند و در تدریسِ سر کلاسشان بیشترین افتخارشان به تعداد واژگان لاتینی است که بکار میبرند و نسبت به هنر تألیف و رسیدن به فرهنگ مردم بی اعتنایند و تنها بدنبال بفروش رسیدن آثار خویشند.

درد من درد ملتی است که روح ایمان در آنها رنگ باخته و از درون پوچ شده اند و بیگانه راحت هر چیزی را بخواهد بدانها می آموزد و آنها را از خویشتن بی خویش می کند.

درد من درد ملتی است که خودش را تابع قرآنی میداند که در آن نوشته است من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر خودشان بخواهند ولی اینان بجای اینکه خویش و جامعه را اصلاح کنند فریاد بیا مهدی بیا مهدی بیا سر میدهند. مهدی را برای چه میخواهند؟؟ من و تو که نمیتوانیم از حق خودمان دفاع کنیم و حق را ناحق می کنیم مهدی را برای چه می خواهیم؟؟ مهدی برای چه امیدی بیاید؟مسلمانان زمان علی شمشیر به فرق امام زمانشان میزنند، ما با شمشیرهای آخته به کدامین سو رهسپریم ؟؟

درد من درد ملتیست که جوانانش انتظار  را به سخره میگیرند و همان چیزهایی بر زبانشان جاریست که منادیان غرب بدانها می آموزند ولی خوب نمی دانند آنانی که انتظار من و تو را به سخره میگیرند خودشان منتظرند!! اینقدری که یهود برای ظهور ماشیح تلاش میکند هیچ مسلمانی برای آمدن مهدی تلاش نکرده است ؟؟آنقدری که شیطان پرستان برای لوسیفر تلاش میکنند هیچ مسلمانی برای امدن مهدی تلاش نمیکند ؟؟"چقدر ناحق ها در ناحق خود متحدند و چقدر حق ها در حق خود متفرق.

درد من درد ملتی است که همیشه در احترام به بزرگتر پیشگامِ همه ی ملت ها بودند ولی امروزه کوچکترهایمان به بزرگترها احترام نمیگذارند و فرهنگ و اعتقادات آنها را مسخره میکنند.

درد من درد ملتیست که در محضرهایشان بیشترین طلاق وجود دارد و درد کودکان بی سر سامانی که معلوم نیست در آغوش چه کسی بزرگ می شوند.

درد من درد جوانان میهنم است که در پارک های خلوت شهر به هر گونه اعتیاد خود را مشغول کرده اند و بهترین نیرو های کشور در این مکانها بدنبال تزریق مواد هستند. نیروی جوانی که باید در جهت ساخت کشور باشد. مگر جنگ چیست؟؟جنگ مشغول کردن ِ جوانان کشور به انواع فساد است.

درد من زن و مرد جامعه ام است که از باهم بودن خسته شده اند و هر دو بدون هیچ تعهدی نسبت به همدیگر هوس های خویش را به بطن جامعه کشیده اند.

خیلی ها دم از علی میزنند.

 دم از علی میزنی؟ علی که شب ها با کوله باری از درد مرهم زخم های درد مندان بود.

 دم از علی میزنی؟ علی که در مرکز حکومتش از پای زنِ یهودی خلخال در اورده بودند فرمود اگر مسلمانی از این درد بمیرد چه جای سرزنش است ؟!

آن علی که در کفش هایش به اندازه ی مشکلات مردم وصله بود .

 دم از علی میزنی؟ میخواهی برای مردم عدالت بیاوری ؟؟این چه عدالتیست؟؟ترسم این عدالتت ظهور مهدی موعود را عقب بیندازد توی که در حرفت همیشه دم از او میزنی و فقط دم از او میزنی.

درد من گرانیست که بقول امام علی که فرمود:اگر فقر از در خانه  وارد شود ایمان از پنجره بیرون میرود!!

درد من آیندگانند که اگر بخواهند روزی به فرهنگ امروزی کشورم بنگرند،ترسم بگویند پیشنیان ما فرهنگ ریشه ی ما را نابود ساخته اند ترسم فرهنگ خودباختگی این نسل و نسل های آینده را تباه کند.

درد من روشنفکران کشورم است که روشن فکری را در بیگانگی از فرهنگ خویش خلاصه کرده اند.

 این درد ها قلبم را می فشارد و روحم را می آزارد ای کاش در این عصر به دنیا نمی آمدم تا این ننگ ها را در فرهنگ خویش نمی دیدم.

بعضی از زنان جامعه ام که با این جامه ها می گردند اگر عریان می گشتند بسی سنگین تر بود. زن در زبان هنر به معنی سرزمین است با کدامین زنان سرزمینم را معرفی کنم!! یاد حرف آن دانشمندی افتادم که به ایران آمده بود "میگفت اگر زنان ما حجاب ندارند ولی درست راه می روند اما زنان شما باحجاب هایشان هم عشوه گری می کنند" این هست اوج ذلت فرهنگی!!آیا اینان حجاب دارند که دم از آن میزنند بخدا بعضی از اینان اگر چادر از سر بردارند باحجاب تر میشوند.

امرسون میگفت تمدن یعنی نفوذ زنان پاکدامن!

گاندی میگفت" زن با اینکه به ظاهر درصدد آزادی برآمد، ولی در خطر جدیدی قرار گرفت و آن خطر ، بازیچه قرار گرفتن و وسیله هوس رانی های مرد شدن است . من ترجیح می دهم نسل انسان نابود شود تا اینکه بماندو با تبدیل زن یا ظریف ترین مخلوق الهی به یک وسیله عیاشی و شهوت رانیِ مرد،از هر حیوانی پست تر گردد" نمیدانم زنان کشورم از دیر باز به عفیف بودن معروفند ولی امروز چرا برخی از زنان اینقدر از اصل خویش فاصله گرفته اند.

درد بسیجیانی است که باید برای اصلاح جامعه شان بسیج شوند و مردم را برای اصلاح جامعه شان  بسیج کنند خود عامل انحراف شده اند.

دردمن حاجیان کشورم هست که هرسال عازم حجند و فردا لباس اسلام به تن میکنند و برعلیه آن راه می روند اینان به کدامین حج میروند؟ به کدامین انسان سازی تلاش میکنند؟ آیا فلسفه ی حج را نمیدانند ؟ تا مسلمانان از همه جای جهان به یک جا گرد آیند و از درد و رنج هم آگاه بشوند اینجا مکه است باید به تو شعور بیاموزد توی که کرو کور پا به این وادی نهادی به دین کدامین پیامبری!!ای حاجی آیا حج تو و خرید  فروش ربایی که در بازار راه انداختی به یک جا گرد می آید توی که تضادها را در خود جمع کردی و اسلام را هر کجا که بضررت بود رها کردی این مرا می آزارد!! که تو به حج رفته بودی تا از خود محوری خارج شوی و بیاموزی که نباید به هیچ کسی بندگی کنی حتی نفس خود، بندگی فقط مخصوص خداست.

درد من موسیقی کشورم است روزی به خوانندگان مجوز نمی دانند ولی امروز به رانندگان مجوز میدهند این شعرهای شاعران و خوانندگان که جدایی، خیانت،  افترا را به فرهنگ جامعه تقدیم می کنند آیا کسی نیست اینها را کنترل کند؟؟ موسیقی و شعر باید در خدمت مردم و فرهنگ مردم باشد. بعضی از این خوانندگان رپ و پاپ تیشه به ریشه ی فرهنگ شعری و موسیقی میزنند. بعضی از این شاعران و خوانندگان نه درد مردم دارند و نه درد فرهنگ و نه بفکر شعور شعری اند  شعر و موسیقی را به بی راهه کشیده اند .

درد من درد جست و جو در سایت های غیر اخلاقی و مخالف فرهنگ ایرانی  است  که هرچه بنام ایران جست و جو میکنم برایم تصاویر جنسی که در آن زن را ابزار کرده اند  می آورد. آنهای که میخواستند از تهران اندلسی دیگر بسازند چه خوب اندیشیده اند و جوانانش را به سکس مشغول کرده اند که کشورم در جست و جوی اینترنی در این موضوع مقام اول را دارد.

 از طرفی هجوم مردم به سمت رسانه های خارجی بسی نگران کننده است ولی از طرفی چاره ی ندارند نباید در این عصر مصرف گرایی از مد مصرف عقب بیفتند.

و مردمان کشورها را مشغول کرده اند تا خویشتن به مقاصد خودشان برسند. یه عده طرفدار اقتصادند ، یه عده  طرفدار علم ،موسیقی ، فیلم و یه عده طرفدار اندیشه همه مشغولند و انسان را یک بعدی درآورده اند همانطور که میخواستند!!

وفوتبال اصلی ترین سرگرمی انسان امروز است. در بازی یورو2012 بین ایتالیا و آلمان برگزار شد. آلمان گل دوم را خورد قطره ی اشکی در چشمان یک زن آلمانی حلقه بست گفتم خدایا مردمان احساسات انسانی خویش را در چه راههای بی ارزشی صرف میکنند کاش قیمت این احساسات را میدانستند.

در کشور خودم همه جوانان دغدغه ی اصلیشان را لیگ برتر قرار میدهند و به پشت ورزشگاه ها هجوم می آورند و بعد از بازی با هزاران کلمه رکیک ورزشگاه را ترک میکنند. این فرهنگِ مردمِ ورزش دوست است ؟؟!!من خود طرفدار تیم هستم طرفدار بازیکن هستم ولی میدانم که نباید در بازیشان غرق شوم که زیرا خود نیز به بازی گرفته میشوم.

همه در بوجود آمدن این وضعیت مسئولیم همه باید بپا خیزیم آن روحانی که ۴تا صیغه دارد و از اسلام فقط همین را به ارث برده است و یا آن کسی که در برخی شبکه های اجتماعی دینش را اسلام و مذهبش را شیعه قرار میدهد و صفحه ی فیس بوکش پر است از تصاویر و فیلم غیراخلاقی و یا جوانی که میگوید ایرانیم ولی دردهای کشورش را در سایت های اجتماعی بیان میکند. اول باید بدانیم به هیچ خارجی ربطی ندارد که در کشور من چه میگذرد. دوم آنهای که در شبکه های ماهواره ی مرسی مرسی میکنند باید خوب بدانند که اول زبان کشورشان را بیاموزند بعد بگویند ما درد کشورمان را داریم.

حال این کشور و دینش اسلام و مذهبش شیعه که وقتی در دست مجریان حقیقت بینش بود پیشرو بود و حال، همیشه حقیقت را فدا کردیم و گفتیم مصلحت، مصلحت.

و این دین و این کشور با مذهبش شیعه که آرمان من در آنست و یادآور علی وحسن و حسین و فاطمه است شده بازیچه تند روان و کند روان .

ای آنانی که میخواهید اسلام را اجرا کنید چرا اینقدر از اسلام فاصله گرفته اید؟؟چرا برای از بین بردن آرمانهای جوانان دیروز کشورم که بخاطر اینکه دین حقیقی اجرا شود فدا شدند و خونشان در راه دین و دفاع از کشور ریخت بسیج شده اید. ای بیغیرتان از آنان غیرت بیاموزید که وصیت نامه هایشان با شماها حرف میزند!!

این انحراف همان انحرافی بود که بعد از رحلت پیامبر گریبانگیر جامعه اسلامی بود!!

 دین از سیاست جدا نیست  سیاست از ارکان دین است و در دین فریب  و دروغ نیست. سیاست باید در خدمت مردم و کمال مادی و معنوی آنان باشد.

ولی ناچارم کردید برای حفظ دینم شده باید بگویم نیرنگ و دورغ خود را به دین نچسبانید و چربی های شکمتان را آب کنید تا شاید کودکی در خرابه ی یک شب سیر بخوابد.

                                                                           تمام

                                                                                                 والعاقبه للمتقین


 باز از نظرات دوستان استفاده میکنم اگر حتی با کل متن مخالف باشند!!

اینها دلنوشته های یک جوانی است که در این جامعه لمس میکند در خیابانش ، مترواش  و کوچه بازارش و...

دیگر اینکه اگر در متن لغت لاتین و یا لغت عربی(نه قرآنی) دیدید. اگر نمونه ی فارسی داشت بیان کنید تا جایگزینش کنم ما از یک جاهای شروع می کنیم بقدر توانمان به زبان فارسی کمک کنیم .

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۴/۱۹
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۱۸)

خدایا کودکان گلفروش را می بینی؟
مردان خانه به دوش؛
دخترکان تن فروش؛
پسران کلیه فروش؛
زبان های عشق فروش،
انسان های ادم فروش؛
همه را می بینی؟؟؟؟
می خواهم یک تکه اسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد!!


ممنون زیبا بود
کاش روزگاری برسد که انسان ها بفهمند ارزش زیستن را
تا ارزان نفروشند آدمیت را...


چه زیبا ممنون
فوتبال اصلی ترین سرگرمی انسان امروز است. در بازی یورو2012 بین ایتالیا و آلمان برگزار شد. آلمان گل دوم را خورد قطره ی اشکی در چشمان یک زن آلمانی حلقه بست گفتم خدایا مردمان احساسات انسانی خویش را در چه راههای بی ارزشی صرف میکنند کاش قیمت این احساسات را میدانستند.
---------
راه بی ارزش؟!
کجایی شما؟
یه ذره بیا پایین، با ما باش!
فکر نمی کنم گریه کردنِ یک زن و حتی مرد در این مورد اشکال داشته باشه! شما همین یک ماهِ دیگه کشتی گیرِ مملکتت بره المپیک مدال بگیره، افتخار نمی کنی؟! اگر ببازه حسرت نمی خوری؟!
حالا حینِ همون حسرت خوردن بنا بر روحیه هر کس یه قطره اشک هم از گوشه ی چشمش بیاد اشکال داره؟!
اگه اشکال نداره که خب اونا کشتی ندارن، فوتبال دارن! فرهنگشم دارن، اشکم میریزن، جامم میبرن نوش جونشون...!
اگرم اشکال داره که به نظرِ من اشکال نداره!
۲۳ تیر ۹۱ ، ۱۴:۰۷ محمد قلیزاده در جواب نظر قبلی
ممنون از نظری که دادین

بنده عرض کردم مردمان عصرمن اصلی ترین دغدغه خود را در راههای بی ارزش صرف میکنند و روی این عقیده نیز ایستادم آن آلمانی که در این راه برای باخت تیم محبوبش اشک میریزد خیلی دوست دارم حالش را ببینم وقتی قلب کودک خردسالی در فلسطین آماج تیر اسرائیلی ها و سردم داران زر و زور میشود چگونه است ؟؟یا وقتی مادر حامله ی در عراق برشکمش تیر آمریکایی می نشیند چه حالی دارد ؟؟یا وقتی در افغانستان خانه ی بر سر اهلش خراب می شود چه حالی دارد ؟؟ولی خدا نکنه سگ همین المانی بمیرد !!آنقدری که خدا به انسانها سفارش کرده به حیوانات سفارش نکرده!!انسانهار اچون حیوان بکشیم و بر حیواناتمان افتخار کنیم!!
ارزش ها عوض شده قبول کنیم !!در بازی ایران و استرالیا اقای بهجت که بعنوان یک مرد عمیق در فقه جعفری میشناسیمش میفرماید اگر اینقدری که مردم ایران برای موفقیت تیم ایران در این بازی دعا کردند اگر واسه امام زمان دعا میکردند الان اومده بود.من حرف شما را درک میکنم و خودم فوتبال دوستم ولی الان فوتبال اصل شده در خیلی کشورها یعنی ارزشها عوض (استحاله)شده است.اگر با چشم آرمانی به انسان امروزی بنگریم و از این جو ایجاد شده خارج شویم انسان امروز باید بدون مرز بندی ها برای استحاله شدن ارزشهایش بگرید .شما بعنوان یک فردی که طرفدار فرهنگ اروپایی هستی همان اروپایی انقدر غرق در مادیات است بعضی وقتا من حالم بهم میخورد و ما ایرانیا هم نه مادیاتمون مادیاتند نه معنویاتمون.یعنی جهان امروز در یک سر در گمی است و احساساتش را در مسیرهای خرج میکند که بنظرمن هیچ کمکی به پیشرفت بشریت نمیکند.اگر جایی هم اشکالی میبینید بیان کنید.
میدونم منظرتون چیه ولی "بی" ارزش نیست، کم ارزش تر هست! حالی نمی بینید، چون اونها حالی ندارند، چون خیلی چیزها رو ندیدند، چون کسی نگذاشته ببینند! این اصل مشترک حالِ حاضرِ تقریبا همه ی حکومت هاست، همه! بله قبول هم دارم که اصلِ مشکل هم از خودِ ماست! قبول هم دارم که ارزش ها عوض شده، اگر ارزش ها در طی سالیان سال عوض نشده بود یا اصلاح شده بود که ما به اینجا نمی رسیدیم! این همه درد نداشتیم! در ضمن من طرفدار فرهنگِ اروپایی نیستم، هر من طرفدار رفتارهایی هستم که همه ی ما میدونیم درست هستند ولی... به نظرم باید قبول کنیم که متاسفانه اون نامسلمان ها از ما مسلمان ترند...


حرفم این است که ممکن است ما نماز بخوانیم و روزه بگیریم و مسلمان نباشیم چون وارد درون دین نشدیم ولی ممکن است اروپایی نماز و روزه نخواند ولی اسلام داشته باشد اصل من اینست و آرمان من اینست که بتوانیم فرهنگ اروپایی را با نماز روزه ی شرقی یکی کنیم تا امت واحده بوجود بیاید من در این یک قسمت خیلی احساس کمبود میکنم یعنی کم کاری خیلی میشود اتحاد اصل مشترک و گفتمان بر روی اشتراکات تا بتوانیم انسان را به یک اصل مشترک انسانی و آرمانی در جهت رشد قرار بدهیم
ممنونم از نظر درستتون
آقای قلیزاده حرفات شمشیر دو دمه...خودت میفهمی منظورمو... توضیح نمیدم


ممنون از ژرف نگری که در رابطه با مطلبم دارید نه مثل شمشیر بودنش بلکه بخاطر دو دمه بودنش!
دو دمه است ولی شما یک دمه بنگیرید زیرا هر دو دمش بر قلب کسانیست که هدفشان فقط اینست که بشریت را بخود مشغول سازند و خویشتن به کار خود پردازند. بعد از نوشتن این متن در کتاب فیلسوب عدالت که بدنبال حرفی بودم تا قلبم رام شود ناگهان به این سخن محمدرضا حکیمی برخوردم که انگار آب سردی در این گرمای طاقت فرسا به رویم ریختند آن سخن که از زبان فیلسوف عدالت است این بود:...شرافت و کرامت " کتاب وقلم"کم از سخاوت و نجابت ایرانی نیست ،که مغول را در کام خود فرو برد.ای قلم ها و ای آل قلم ،با رستاخیزی مردانه ،ناآشنایان این وادی معنوی را ،مفتضح کنیدو وجودٍحقیرشان را ،در گرداب زنجیرٍگفتارهای تندخود ،اسیرسازید"ص24فیلسوف عدالت
هرچند من نه قلمم و نه آل قلم ولی بقول انیشتین :نظریه های عمیقم بخاطر اینست که بر دوش غولان سوارم و من هم از این استاد بزرگ می آموزم هرچند به این دو تعلق ندارم ولی بر دوشٍ قلم بدستان سوارم واین متن قلب مرا کمی رام کرد وقتی مشکلات جامعه ام را باقلمی تند در سطر سطر دفترچه نیمه رنگ باخته ام مینگاریدم.
manam yade meydane tohido daneshkadeye ghashangemooon oftadam...ooon ashkam az tasaviiire ghabliii gereftan Myco jan na baraye ooon lahze naboood in hame rejebesh bahs shod too tv nadiiidiii pas....bad biayd inja hey nazar bediiid ,,,donyayiiehaaaa,,,,saretooon be kare khodetooon bashe chikar be eteghado karao harakate mellat dariid akhe ,,, bikariiiidaaaaaaaa ah



ممنون که با خط قشنگ لاتین قسمت آخر مطلبم را زیر سوال بردید!
حال بگذریم گفتید بیکاریدا من این متن را در شب امتحان اعصاب نوشتم یعنی در کمال پرکاری .

کاش در ایام بیکاری هم میتوانستم حداقل یک بند بنویسم نمی توانم چون انسان وقتی میتواند دردهای دورو برش را حس کند که در حال حرکت باشد چون ایستا شودو به روزمرگی دچار شود هیچ دردی را حس نخواهد کرد .
و بعد
واکنش افراد در برخود با این متنم سه جور است:
گروه اول همه چی آرومه ،ما چقدر خوشبختیم از این جور حرفها:اینان خوش بینانی هستند که بمن بارها گفتند عینک بدبینی را از چشمانت بردار و من معتقدم اینان که بیشترشان در حوزوی نماها و بسیج نماها هستند خودشان عامل اصلی ضربه اند بخاطر این حرفهایشان و خوش بینی الکیشان.
دوم گروهی که بی اعتنایند و میگویند با اینهمه درد چرا پیش دکتر نمی روی از اون گروهی که میگویند بیکاریدا!
سوم گروهی که دردهای جامعهشان را با عمق وجود درک میکنند و دستها میسایند تا دری بگشایند هرچند کاری هم نتوانند بکنند ولی بی اعتنا نیستند.
در آخر ممنونم از نظری که دادین.
آقای قلی زاده سلام
همین امروز امتحانام تمام شد و اومدم که امرتون رو اطاعت کنم.
...........................................
به قول یکی از دوستان حرفات شمشیر دودمه!
فک کنم اگه به این دیدی که شما می بینی منم ببینم، کلا از زندگی این دنیا و اون دنیا نا امید بشم!
اینطوری که شما میگی آرمان هامون عوض شده، من مخالفم! فک کنم بیشتر دچار روزمرگی شدیم. خودمون رو سرگرم هدف ها یا بهتر بگم هوس های کوچیک و زودگذر کردیم. می خوایم به آرمان های بلندمون برسیم، ولی راه رسیدن به قله رو اشتباه گرفتیم. می خوایم یه شبه ره صد ساله رو بریم. می خوایم از شیب های تند به نوک قله برسیم.
همینکه آدمایی مثل شما به این چیزا فکر می کنن، ینی راه جبران هست. ینی امید هست. ینی میشه منتظر بود و منتظر زندگی کرد. ینی میشه یه افق مثبت واسه خودمون ترسیم کنیم.
به امید اون روزای قشنگ...


سلام ممنونم که مطالبم را مطالعه میکنید و دنبال میکنید از لطف بی دریغتون سپاس فراوان.
نظر شما و دوست محترممون اینکه شمشیر دو دم حق دارید ولی بگذارید در نظر بعدی توضیح بدم چون اینجا جا نمیشه!
من میگم مشکلات ودردها زیاده. ولی چاره جویی ما ها توی این دنیای پراز درد مثل این میمونه که میخوای با کاسه آب دریا رو خالی کنی!!!!!!!!!!!!!!
چند مدت که تلاش کنی، خودت خسته میشی و دست از کار میکشی.


نگو...
اگه میدونستم این متنم اینقدر بازخورد منفی دارد دست از قلم برمیداشتم
جامعه ی ما نیاز به شادی و امید دارد تقویتش کنیم و بیخبران را نیز بیدار سازیم
دو مسئولیت سنگین به گردن داریم
1.نه گفتن به حالٍ همه ی جوامع
2.در مسیر شدن، قرار دادن جامعه
تا...بقیه اش از زبان علامه محمد رضا حکیمی:

اسلام عدالت گستری و محرومیت زدایی
اسلام دانش پروری و شعور افرینی
اسلام تعالی بخشی و حریت(آزادگی) آموزی
اسلام ارتجاع ستیزی و زمانشناسی
اسلام مردم دوستی و آزادگی
اسلام فضلیت طلبی و تقوی پیشگی
اسلام سربلندی و والا منشی
...
اسلام توحید و عدل
اسلام قران وعلی
اسلام نهج البلاغه و عاشورا
اسلام زاهد بودن عالم و صالح بودن حاکم،نه جز آن
اسلام منهای "تکاثر و اتراف و اسراف"و منهای "فقر و محرومیت"و سقوط
...
و در یک کلمه "دین راستین خدا "که برنامه آن تربیت انسان مومن آگاه است و ساختن جامعه"قائم بالقسط". واین دو ،بدون "اجرای عدالت"،و پریاییِ نظام (عامل بالعدل)ممکن نیست.
۲۶ تیر ۹۱ ، ۰۹:۴۶ در جواب دو دوست
شمشیر دو دم:
این حرف در رابطه با این مطلب بسیار بجا و درست است.
این متن را برای این نوشتم تا آنانیکه احساس میکنند جامعه ی ما خوب است و واقعیت های جامعه را انکار میکنند و چشمانشان را بر حقایق بسته اند و تا تذکری باشد که بدانیم در چه جامعه ی بسر میبریم و چه سرنوشتی را باید رقم بزنیم و چه مسئولیتی را بگردن بگیریم.
بنابراین من خود براین واقف بودم که این متن در محتوای خود خمودی و ناامیدی را القا میکند البته بیشتر مخاطبان ولی بعضی از مخاطبان با روبرو شدن با این متن کمبودهای را که خود نیز دیده اند را درک میکنند و مسئولیت خود را می یابند تا قدمی برای نسلی که قرار است در آینده بوجود بیاید بردارند نسلی که فردایش به اندیشه ی امروز من و تو وابسته است.کاری کنیم که فردا روزی فرزندانمان به فرهنگ اصیل خویش ببالند و دخترانمان از زینب الگو بگیرند و تا فریاد شان کاخ های یزیدیان را با خاک یکسان کند و پسرانمان از حسین بیاموزند رسم آزادگی را و راهِ رسم چگونه زیستن را.
ومردانمان هرکدام همدمی باشند به زخم های علی که هنوز هنوز هزارو چهارصد سال است که از نامردمی ها سر به چاه فرو میبرد و با چاه بدرد می نشیند
و زنانمان محرمی باشند به قلب مجروح فاطمه!
تا حرکتی بوجود بیاید و ""امید""را در جامعه زنده کند. که امروز و فردا تنها چیزی است که جامعه به آن نیاز داردامید است امید...
بقول فیلسوف عدالت:کجا و کی تکلیف مسلمان قعود و ذلت بوده است ؟!کجا تکلیف مسلمان این بوده است که بنشیند تا همه چیزش بر باد رود ،حتی دین و ناموسش!
کجا تکلیف مسلمان این بوده است که زیر سلطه ی کافران و از خدا بیخبران در آید؟؟
ملتی که منتظر پیشوایی است که باید با ذکر لقب "قائم"قیام کند !
اینگونه ملتی را چگونه برخی به قعود ذلت پذیری سوق داده اند و اکنون چگونه برخی میخواهند-دوباره-به قعود و ذلت سوق دهند .
انتظار امیدی به نوید و نویدی به امید است""
و من نیز بر این باورم ملت ما نیاز به امید شادابی و "بازگشت به خویشتن" دارد.
امیدوارم بتوانم از روزمرگی های این عصر خلاص شوم.
خلاصه اینا رو پایین بنویس بعدا شا..................ید خون...........دم


چقدر خسته...!
خلاصه ی اینا فقط این است تا خودباختگی ها ما را به فنا نداده ،دستی برای خویش برداریم
ما فقط منتظریم کسی که "شمشیر علی در دست و زبان علی در کام و دل گدازان از عشق و سری بیدار از حکمت و سپر گرفته از تقوی ...بیاید ما را نجات بدهد در حالی که این سرنوشت و این نوع طرز فکر برای ملتیست که مفهوم هر آنچه بدان ایمان دارد را نمیداند ! چقدر بد است که خود برای خود قدم برنداریم و فقط به انتظار منفی مشغول باشیم!همه اش بگوییم او می اید ما را نجات میدهد پس اختیار ما چه میشود؟؟
۲۸ تیر ۹۱ ، ۱۷:۴۶ دوستدار قلی
قلی جان به زندگیت برس عزیزم اینارو ول کن به جایی نمیرسی خودتم خسته میکنی سعی کن از زندگیت لذت ببری با هر اعتقادی که داری نه زندگیرو تلخ کنی برای خودت.با آروی موفقیت برات


زندگی من در گرو تکلیفمه!
تا وقتی که نتونم تکلیفمو درست انجام بدهم از زندگی ام لذتی نخواهم برد!
انسانیت بوجود آمدنش با رسالتی همراه است من از مسئولیتی که به گردن دارم نمیتوانم به سادگی بگذرم!این است زندگی من باور کن!
ممنونم از تذکرتون
۰۱ مرداد ۹۱ ، ۰۶:۵۴ هم دانشگاهی
متن بسیار قشنگی بود. اما متاسفانه درکش از حیطه بیشتر ادما خارج است.من کاملا باهاتون موافقم


ممنونم از همدردیتون.امیدوارم کسی را نامیدنکندفقط دراین حد بدونیم دوروبرمون چه خبره!
۰۴ مرداد ۹۱ ، ۱۴:۰۱ ----------------------
سلام آیا شما رشته پرستاری دانشگاه تهران میخونید؟


سلام پ نه پ علوم پزشکی تهران میخونیم
"اسلام زاهد بودن عالم و صالح بودن حاکم،نه جز آن"
"امیدوارم بتوانم از روزمرگی های این عصر خلاص شوم."

==============
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار!


ممنون که وقت گذاشتید همه ی نظراتو خوندید
۱۱ مرداد ۹۱ ، ۰۹:۳۴ ----------------------
سلام از این رشته خودتون میتونی بهم اطلاعاتی بدهید؟تو کنکور با چی رتبه های حدودا در تهران پذیرش میشوند
ممنون


سلام تا اونجائیکه من میدونم و دو دوره بعد ازمن نشان داده از هزارٍ منطقه ی سه داریم تا 18000منطقه ی بک !18000!تعجب نکن افرادی هستند که با این رتبه وارد این رشته در این دانشگاه شدند و اما با توجه به اینکه شاید بعضی وقتا از دستشون در میره من از دوستانم با 11000نیز قبول شدند.
و چون شاید شما پسر باشی در نتیجه احتمال قبولیت زیاداست حالا بر حسب الویت بندی که داری و علاقمندی های که انتخاب کردی یک پرستاری ام بزن خدا را چه دیدی!
ولی تا9000احتمال صدرصدمیدم قبول شی و باتوجه به اینکه در کشورم هیچ چیزی صدرصد نیست احتمال قبول شدنتون زیاداست.و تا 18000من 40درصد به شما احتما قبول میدم!
باز در رابطه با هر رشته ی که انتخاب میکنی آینده ی شغلی و وجهه ی اجتماعیش و هدف دنیوی و اخرویشو در نظر بگیر چون من شاید دراین رشته که وارد شدم اولش همش دعا میکردم که خدایا رشته ی برم که به مردم کمک کنم هرکسی با یه دیدی میاد من این دیدم به دید دنیاییش غالب بود!
و شمام فکر کنید تحقیق کنید از چند نفری بپرسید مسیر را در نظر بگیرید آینده ی کاریش آینده دکتراش به هر حال من از رشتم راضیم و اگرم تغییر رشته بدم بخاطر عدم رضایت نیست و شما تنها نظر منو بحساب خوب بودن رشته ننگرید بلکه از چند نفر بپرسید ایشالله بتوانید با علاقه وارد بشوید و با انگیزه بخوانید و گوشه ی از کجی های کشور را اصلاح کنید.
درد من از مسئولانی است که به تعبیر امام علی (ع)دشمن را در پشت سر خود قرار داده اند ومیخواهند با فروبردن شمشیر در شکم خود دشمن پشت سر را نابود کنند
مرسی زیبا بود ولی تنها گوشه ای از درد های این ملت را گفتی!!!
می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی .

پاسخ:
پاسخ: شعره قشنگیه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی