کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

پروردگارم ، هیچ وقت از من نرنج

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۱، ۰۸:۳۳ ب.ظ

خدایا!!
گاهی... خسته می شوم از این همه درد
گاهی... دستهایم تنهایند
اشکهایم دیگر راهشان را گم کرده اند
همان لحظه هایی که می گریم از بی کسی ام
از این که شانه های کسی نیست که تکیه گاه اشک های بی پناهم شود
همان لحظه هایی که تو را کم دارم
خوب می دانم که ...
تنها دست مهربان توست که اشکهایم را پاک می کند...
پس...
هیچوقت....
از من نرنج...

منبع:                                                                                                                       

Aftabgardoon.mihanblog.com

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۵/۱۶
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۴)

۱۸ مرداد ۹۱ ، ۲۲:۲۱ شبزده(49 گروه 2)
گاهی از نردبان بالا می رویم تا دستان خـــــدا را بگیریم،
غافل از اینکه خــــــدا همان پایین ایستاده و نردبان را گرفته است تا ما نیفتیم.
۱۹ مرداد ۹۱ ، ۲۱:۱۸ دانیال رحمانیان
سلام
شهادت مظلومانه ی امام اول شیعیان جهان حضرت علی ع برشما تسلیت باد

نماز سرخ

در اشکهایم خاکستری اند
منتظر دیدگاه شماست
۰۹ شهریور ۹۱ ، ۲۳:۲۱ فرشتگان بادرود
سلام
در صورت تمایل به تبادل لینک ما را با خبر فرمایید
ممنون
سلام//من دانشجوی دوره 23 پرستاری دانشگاه تهران ورودی مهر77بودم به من هم سر بزنید و نظراتتون رو بدید ازتون متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی