کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

آزادی بیان!

سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۱، ۱۱:۵۱ ق.ظ

از آنچه سخن می گویم حرفی یا واژه های نیستند که از فکر کسی بر زبانم جاری شود .بلکه بعنوان یک عقیده شخصی  بیان می کنم چون اعتقاد دارم که وابستگی محدودیت می آورد!

و در طول عمرم سعی کردم و سعی خواهم کرد که نوشته هایم را به بهای نان نفروشم .هر چند شاید بیشتر مطالبم به یک دلنوشته شبیهند تا نوشته یا نویسندگی ! بیشتر سعی می کنم نوشته ای باشد که از فکر آزاد و روح آزاد و نگاه آزاد و واژه های آزاد انتخاب شود و آزاد جاری شود هر چند در انتخاب کلمات از دردمندان اعصار گذشته و حال کمک می گیرم.

و این مطلبی که حال می خواهم درباره ی آن  سخن برانم  آزادی بیان است!!

که امروزه با آن به سنگر داران اخلاق و اندیشه می تازند !منظورم آنهای نیستند که در پشت ریش ها و عمامه های مقدس مآبی مخفی شده اند و از محمد سخن می رانند و برخلاف آن عمل می کنند.

بلکه منظورم از سنگر داران اخلاق و اندیشه محمد است.که وقتی در سرزمین حجاز در سرزمین بی آبی ها ،در کویر تشنگی ها و خرافات اندیشه و اخلاق رسالتش را اعلام می کند سراسر بیانش تفکر است ،اندیشه است ،اخلاق است و اخلاق...

اخلاق چارچوب دارد ،محور دارد ،جامعه ای که بر این مسیر و محور قدم بر می دارد باید برای آزادی اش تعریف داشته باشد ،برای اخلاقش تعریف داشته باشد تا هر ناسزاگوی دراز گوشی در این جامعه انکرالاصواتش به معنای آزادی بیان به سنگرداران اندیشه و اخلاق نتازد .هنر حرمت دارد باید حرمت هنر را نگه دارند .حداقل در این حد جانب احترام را رعایت کنند که یک ونیم میلیارد در جهان سعی می کنند بر مسلک این سنگر دار اندیشه و اخلاق قدم بردارند و عقیدشان ایمانشان و هدف کمالشان را آن فرد قرار داده اند .حال چرا بر این گونه افراد از کلماتی چون حمار بکار می برم .

در قران که کتاب اندیشه است ،سراسر تفکر است و واژه واژه هایش به کسانی که تفکر نمی کنند نمی اندیشند و عقلشان را بکار نمی بندند با چنین مضمونی مثال می زند زیرا انسانی که از نعمت بزرگی چون عقل استفاده نمی کند از حمار نیز بدتر است.مگر عقل وسیله تمیز بین انسان و حیوان نیست!

اینان که بر محمد توهین کرده اند و هر ساله نان و آب خانواده شان را از این راه برداشت می کنند کی میخواهند اندیشه بکار ببندند و آنانیکه ادعا می کنند که براه محمدند کی می خواهند مفهوم محمدی بودن را به جهانیان بنمایانند.محمد پاکترین و بی عیب ترین مخلوق که رحمتیست برای عالمیان! زیرا در درون کفر و بی ایمانی با ایمان ماند و فریاد امین بودنش حتی گوش ابولهب ها را کر کرد !فریاد ساده بودنش بر کاخ های قارونی لرزه انداخت ، و فریاد مهرش بر سخت ترین دلها رسوخ کرد و خدایش فرمود:اگر با مردم سنگدل و تندخو بودی از اطرافت پراکنده می شدند !محمد به جامعه ی روح و جان بخشید که در خرافات خویش اسیر بودند و راه گم کرده و بر لبه ی چاه قرار گرفته بودند فریاد واعتصموا بحبل الله جمیا و لاتفرقو سر زد!محمد تنها براه خود نخواند ُمحمد دینی را آورد که رسالت عیسی را تائید می کرد و رسالت موسی را تائید می کرد و ابراهیم و موسی و عیسی را حنیفا مسلما می خواند و راه خود را نیز ادامه دهنده ی راه آنان قرار داد .  

محمد در زمانه ی به طرفداری از زن برخاست که حتی کوچکترین ارزش و احترامی به او قائل نمی شدند و باگذشت زمان به زن حرمت داد و مقام داد و ریحانه آفرینشش نامید! محمد بردگی ها را منسوخ کرد و به آنانی که با بردگی فکر به بردگی تن دچار شده بودند آزادی فکر داد تا در زیر شکنجه های امیه بن خلف ها فریاد احد احدشان مرتفع ترین قله های جهان را و پرزینت ترین کاخ ها را به لرزه در آورد.راه محمد چنان ارزشمند است که باید سمیه ها در واژه های قرانی محمد تعریف خویش را بیابند و در زیر شکنجه های ابوسفیانی دم بر نیاورند و فریاد لااله الا لله سر زنند!

محمد آیین اتحاد ، برابری ، برادری ، آیین پویایی ،آیین هجرت ،آیین گذشت ،آیین وفاداری ،آیین دوست داشتن به نام حج را قرار داد و در این حج به زنان تاریخ راه هاجر را نمایاند و از سرابی که می دید و به این طرف آنطرف می دوید در زیر پاهای اسماعیلش زمزم های زلال جاری ساخت و مقام زن را به تاریخ نمایاند.

محمد قامت معراجی اش تا معراج حق بالا رفت و به تقوا دارن و اخلاق محوران نوید بهشت آورد.

محمد با خواندن مردم به مسجد به بشریت علم آموزی، اتحاد ،برابری ،برادری و آگاهی از درد مردم را آموخت.

محمد با نماز فریاد می زد ای مردو زن در این کره ی خاکی با آیین متحد خداپرستی به یک جهت رو کنید و برادری و برابری خویش را مرور کنید.

و محمد در عصری به طرفداری از اندیشه و اخلاق و عقلانیت برخاست که بشریت در مرداب اندیشه ها به سکون و سقوط دچار شده بودند.

و می بینیم که پیام محمد رفته رفته در کوچه سارهای مدینه و مکه و از آنجا به سرزمین های یمن و ایران و روم نفوذ می کند، مردمانی که تازه معنی خویش را یافته بودند به پیام محمد لبیک می گویند و راهش ادامه می یابد .

محمدی که در کوچه بازارهای نامهربانی ها به سرش زباله  ریختند با آنان مهربانی کرد.

محمدی که  بر علیهش کودکان کوچه و بازار را تحریک می کردند تا به محمد و پیروانش سنگ زنند با آن کودکان مهربانی می کرد و در آغوشش می گرفت و با آنان بازی می کرد.محمدی که هر روز در کوچه یک مرد یهودی به سرش زباله می ریخت روزی دید مرد یهودی نیست سراغش را گرفت فهمید که بیمار شده است به ملاقاتش رفت.

نمیدانم آیا خاصیت این عصر است یا خاصیت این بی خاصیت هاست که هنوزم هنوز تیرهایشان اخلاق و  اندیشه محوران را نشانه گرفته است . توهین به سنگر داران و اخلاق محوران را نشان آزادی بیان می دانند .کشته شدن زن مسلمان بخاطر حجابش در دست یک لا اوبالی آلمانی را نشان آزادی بیان می دانند .کشتن هزاران مسلمان در سراسر جهان را نشان ایجاد آزادی می دانند.ای آزادی چقدر مظلومی ، چقدر مهجوری که افسار گسیخته های عصر من !این سگان بی صاحب !این بوزینه های تقلیدگر رفتار ابولهبی !این یتیمان بی ادب!فرق آزادی را با بردگی نمی دانند .خودشان برای لقمه ی حقیقت را می فروشند و برای ما و نسل ما دم از حقیقت می زنند .دم از آزادی می زنند.

این کله پوک های حقیقت نشناس که به هر ناسزای برچسب آزادی می زنند ،به بردگی تعریف آزادی می دهند و نسلها و عصرها را با سلاح های سرد و گرم به بردگی می کشانند .

من مسلمان از صبح تا شب برای دنیای آرمانی بدون سلاحی تلاش میکنم تروریستم می خوانند.

من مسلمان برای عدالت محوری تلاش می کنم تروریستم می خوانند .

پس...

زنانتان را برهنه کنید ،قلاده های سگانتان را بگشایید ، بر زبان فرزندانتان ناسزاگویی قرار دهید و سایت هایتان را پر از فیلم های مستهجن کنید ،عکس دختران و آینده سازان جامعه را به روی لوازم فروشی شرکت ها بزنید و لباس های چسبان بپوشانیدشان و لخت و عور به بازار مصرف عرضه کنید ،عقل مردمان را با راحت طلبی که بدانها می آموزید با انواع مشروبات الکی مختل و منحرف سازید ،در شادی هایتان طبل افراط بزنید ، و لوازم آرایشی شرکت هایتان را به جهانیان عرضه کنید و شبکه های مختلف دوست یابی راه بیندازید و دختران و پسران را بهانه ی دنیایی ارتباطات فاسد سازید و خانواده ها را از هم بپاشید و به اخلاق محوران بتازید فقط برای اینکه  نمی خواهند بر مسلک شما باشند ،فقط برای اینکه میخواهند به اصل خویش بازگردند ، نمی خواهند اصل خویش را از دریچه ی رنگ و لعاب داده ی اروپایی و امریکایی بنگرند بلکه می خواهند از ریشه خویش را بشناسند این تنها جرمشان هست .جرم کودکانی که در فلسطین بر سرکشان رگبارهای اسرائیلی می ریزد و امریکا به آنها دست افتخار می زند!جرم مسلمانانی که در عراق و افغانستان کشته می شوند و جرم جوانانی که خونشان خاک کشورم را گلگون کرده است .

دیروز در عاشورا شمر بودو حرمله بودو سنان که به علی اصغرها می تازیدند و با تیر سه شعبه گلوی نازکشان را نشانه می گرفتند و امروز کودکی در شکم مادرش و نوجوانی در کنار پدرش و در جلوی التماس های مادرشان قلبشان به نشانه می رود.

کاش گوش محرمی برای شنیدن این درد ها باشد ، تا این ناله هایم را با خویش به زیر خاک نبرم و با چشمان خود نابودی شمرهای خارج و داخل را ببینم و در عصر خویش مردمانی را ببینم که در سراسر جهان مفهوم آزادی را فهمیده اند و بر مترسک ها و سناریوهای ظاهر گونه عصر امروز نه گفته اند.

                                                                                               نویسنده:محمد قلیزاده

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۷/۰۴
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۷)

سلام بر شما همراه گرامی !
مطلبتان زیبا بود و سپاس از این همه اراده نسبت به پیامبر!
ما را از حضور گرتان بی دریغ نفرمایید.
با تشکر
همراه شما در پنجره روشن !
۱۱ مهر ۹۱ ، ۰۹:۲۱ پرستار کوچولو (سمیه)
سلام ،
عاطفه جون ؟
الو .... صدا میاد ؟
چرا این قدر ساکته این جا ؟
چیزی بنویسید ؟ به روزتر باشید ...
نکنه همتون فارغ التحصیل شدید ؟
سلام
آقای قلیزاده می بینم که اینجا رو گردگیری کردی حسابی!

"اینان که بر محمد توهین کرده اند و هر ساله نان و آب خانواده شان را از این راه برداشت می کنند کی میخواهند اندیشه بکار ببندند و آنانیکه ادعا می کنند که براه محمدند کی می خواهند مفهوم محمدی بودن را به جهانیان بنمایانند."

چقد خوبه تو روزایی که من و امثال من، به فکر نوسان قیمت دلار هستیم، کسی مثل شما هم هست که دغدغه دنیا برش چیره نشده...


سلام آقا عادل
اینقد در مورده من اغراق نکنید...!
سلام بر شما همراه گرامی !
با کمک و همراهی شما دوستان نام پنجره روشن بعد از گذشت سه سال در صدر سرچ های گوگل و یاهو قرار گرفت و این اول شدن در نام پنجره روشن را مدیون لطف شما دوستان و همراهان هستیم .
امید که بتوانیم در کنار شما موفقیت های بیشتری را بدست بیاوریم .
با تشکر
همراه شما در پنجره روشن !
۱۶ مهر ۹۱ ، ۱۸:۰۸ آسیه درویش
سلام بر کوچه پرستاری و ساکنین عزیز آن، امیدوارم به میمنت آغاز سال تحصیلی جدید، شادی و مهر و سلامتی، گامهایتان را برای پیروزمندانه به انتها رساندن آن استقامت بخشد.


سلام ممنونیم استاد که بوبلاگ ماهم سر زدید ایشاالله سال تحصیلی جدید شماهم پر از ممیمنت و حرکت و استقامت باشد.
سلام نمیدونم چی بگم فقط میگم متنتون قشنگ بود متحول شدیم


ممنون
سلام خسته نباشید اقای قلیزاده
من شما رو نمیشناسم ولی برای عقایدتون احترام قائلم اما از نثرتون میشه فهمید از کدوم دسته ادما هستین.
تو این جامعه کسی نی ک ب محمد(ص) ارادت خاصی نداشته باشه بس لازم نی همه چی رو باهم قاطی کنین در هرکجای دنیا ادم افراطی هست ولی اینکه شرایط جوامع اسلامی رو ایده آل نشون دادن بی انصافیه.تو همین جوامع فقط ادعای محمدی بودن هست و لاغیر...ب زندگی روز مره ی خودت توجه کن میبینی چیزایی ک نوشتی فقط شعار
ترجیح میدم سکوت کنم و زبانم رو ب احترام ترس از عدم وجود...نچرخونم ولی شمام مراعات کن.
قصد توهین ندارم حداقل ب حرمت همکار بودنمون (خسته نباشید).
فعلا


سلام ممنونم از نظره زیباتون
جامعه ی اسلامی امروزی را با اسلام مقایسه کردن خوب درست اصلا قابل قیاس نیست
حتی بعضی بیشتر جاها هم مخالف اینست فقط من میخواستم بگویم محمد کیست در مورده جامعه ی خودمان که شما میگویید ایده آلش نامیدم مطلبی در وبلاگ بعنوان درد من چیست موجود است بخوانیدش !حتما اونجاهم خواهید گفت چقدر سیاه!

ومن در مورده وضعیت جوامع اسلامی در جاهای مختلف با افراد با طرز فکرهای مختلفی به صحبت نشستم کاش میتونستم بدستون برسونم ولی در هر حال یک روزی توی وبلاگ قرار خواهم داد.ممنونم بابت نظرتون
راستی کاش میگفتی از کدوم دسته آدمامم؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی