کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

عشقِ بیمار!

شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۲۸ ق.ظ

 اول موضوع اصلی را درباره پرخاشگری بیان میکنم و در ادامه علل ارتباط درصدی از پرخاشگری در جامعه را که مرتبط با عشق بیمار است بیان میکنم و برای دچار نشدن به عشق بیمار طبق نظر خود مباحثی را مطرح میکنم امیدوارم که با تحلیل های شما این مباحث پخته شوند و ار معضل بزرگی چون عشق بیمار پیشگیری به عمل آید.

در بیمارستان روزبه وقتی پرونده های مددجویان را ورق میزدم بیشترین چیزی که توجه مرا بخود جلب کرد داشتن یک تشخیص مشترک در میان اکثر پرونده ها بود. که اکثر این بیماران از  رفتار پرخاشگرانه در تاریخچه ی که از آنها گرفته بودند بعنوان اصلی ترین و برجسته ترین رفتار نام برده شده بود.حال بیماران هر نوع اختلال روانی که داشتند در یک اصل باهم مشترک بودند و آن رفتار پرخاشگرانه بود .و من وقتی به این اختلال اشترکی بین پرونده ها برخوردم با یکی از پرستاران باسابقه و باسواد بخش به گفتگو نشستم و گفتم اولا اینکه بیماری روانی مطمئنا از معضلات و کمبودها و کنش و واکنش های اجتماعی بوجود می آید آیا تا به حال اتفاق افتاده که یک گروهی تشکیل بدهند واین معضلات و اختلالات روانی را ریشه یابی کنند و با تعمیم به جامعه به یک نتیجه ای  برسند که آیا کدام کمبود در کجای جامعه باعث بوجود آمدن این نوع اختلات میشود یا آموزش های را به خانواده ها و یا دانش آموزان از دوره های ابتدایی بدهند تا از گسترش بیماری های روانی کاسته شود. ایشان گفتند نه متاسفانه در جامعه چنین برنامه ی را برای این هدف نداریم.
و من معضل اصلی که در پرونده ها نظرم را بخود جلب کرده بود را بیان کردم و گفتم رفتار پرخاشگرانه که در اکثر این پرونده ها ملاحظه میکنید چند روز پیش نیز در  ویزیت یک خانم جوان حضور داشتم  نیز از همین اختلال شکایت میکردند  و از طرفی این همان رفتاری که ما در اتوبوس، مترو، خیابان ، در هنگام رانندگی پشت چراغ قرمز یا در خانواده ها میان همسران و فرزندان بصورت فراگیری می بینیم. بنظر شما چه عاملی جامعه را بسمت یک رفتار پرخاشگرانه پیش میبرد و روحیه پرخشگرانه را در جامعه گسترش میدهد ؟؟
ایشان عامل اصلی رفتار پرخشگرانه در اجتماع را بدلیل دور شدن از عشق اصلی بیان کردند گفتند که جامعه ی ما عشق اصلی را گم کرده است (آن عشقی که باعث دوام روابط خانوادگی و اجتماعی میشود) . و با توجه مطالعاتی را که از اشترین برگ از نظریه پردازان عشق داشتند موضوع گسترش پرخاشگری در اجتماع را بدلیل دچار شدن به یک نوع عشق گمراه بیان داشتند و در اول فکر کردم که منظورشون گم کردن عشق اجتماعی که تک تک افراد جامعه باید بهم داشته باشند است. ولی ایشان گفتند منظورم بیشتر معطوف به خانواده هاست یا همان عشق بین زن و شوهر.
و با توجه به تبینی که از روابط بی بند و بار در اجتماع و بروز طلاق زیاد از زاویه دید خودداشتند ، این عشقی که گریبان گیر جامعه شده است را تبین کردند مثلا میگفتند چگونه ممکن است یک مرد هم زمان که زن دارد با دیگری دوست شود یا یک خانم صاحب همسر همزمان با یک پسر جوانی طرح دوستی بریزد .یا چگونه ممکن است که یک پسر هم زمان از دوتا دختر خوشش بیاید یا یک دختر همزمان عاشق دو پسر گردد. ایشان با توجه به مطالعاتی که در زمینه ی عشق داشتند همه ی این روابط را از اختلالات اجتماعی نامیدند .و من عنوان این موضوع و عشق گمراه را که عشق بیمار نامیدم را بیشتر برای شما تبین میکنم .

راهکارها و رویکردهای تحلیلی درباره عشق:


اول ،ما قبل از ازدواج جوانان زیادی را دیدیدم که بدنبال نیمه ی گمشده ی خویشند یا بدنبال کسی هستند که شباهت های فروانی با آنها داشته باشد این نوع عشق که ما عاشق خویشیم و کسی را که شبیهه این رفتارها و ما باشد را برای زندگی میخواهیم از این نوع عشق در بعضی از کتابها بعنوان عشق نارسیس گونه نام برده شده است

دوم ،مسئله بعدی بروز اختلافات فراوان در زندگی  :میبینینم که وجود برخی تفاوت ها در بین زن و مرد آنها را به بروز اختلاف های بزرگی میکشاند و زندگی را برای آنها تلخ میکند اینکه ما چگونه به تفاوت های همدیگر بنگریم و یا آنها را به یک تفاهم تبدیل کنیم معضل بعدی است که هنوز فرهنگ تفاهم در زندگی های امروزی ما جایی ندارد
سوم، رفتار عشق احترام امیز :هنوز ما در ایجاد ارتباط احترام امیز یا همان عشق احترام آمیز یا اخلاق احترام آمیز مشکل داریم
چهارم،
بی بند باری و رفتارهای آزادی کامل که  در برخی روابط اجتماعی جا باز کرده و دختر و پسر  و زن و مرد ما را از محیط امنیت ساز خانواده به بطن جامعه کشانده از عواقب عشق بیمار است باید با دید باز کنترل شود
پنجم
دوستی های خیابانی و اینترنتی :من خانواده های زیادی را بچشم خود دیدم که بدلیل اینکه رابطه آنها یک نوع دوستی خیابانی بوده همیشه بهمدیگر شکاک بودند و در این نوع روابط نیز باید بادید باز جلو رفت و حدود درصد زیادی نیز از این خانواده ها عاقبتش طلاق بوده است
ششم، ازدواج
بعنوان قرار دادن دو فرهنگ در کنار هم است یعنی به صرف ازدواج دو نفر نیست بلکه ازدواج دو فرهنگ است مطنئنا صرف تفاهم در اختلافات زن و شوهر مطرح نیست تفاهم در اختلافات خانواده همسران نیز مطرح است که باید همیشه در رفتارشون عقلانیت را در جهت پیشبرد زندگی دختر و پسر  بکار برند
 هفتم،
عشق بی تعهد:عدم تعهمدمند بودن پسران و دختران نیز شاید برگردد به روابط آزادی که قبل از ازدواج داشتند و به یک نوع بی بند باری مرتبط باشد که احساس مسوولیت در قبال زن یا مرد و دچار شدن به یک نوع عشق رمانتیک گونه بدون هیچ تعهدی نیز از عواقب این عشق بیمار می باشد

هشتم ، از طرفی نبود یک آموزشگاه خوب برای چگونه عشق ورزیدن و تبین عشق بین زن و مرد دختر و پسر ازدواج کرده و در شرف ازدواج نیز از معضل هاییست که با کنترل نکردن و حل نکردن اختلافات و ایجاد تفاهم آمار طلاق و خشنونت و پرخاشگری در خانواده ها را افزایش داده و این باعث بوجود آمدن فرزندان پرخاشگر در خانواده ها گردیده است و این معضل بمرور در نسل های آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت و به نظرم بجای اینکه اینهمه واحد غیر مرتبط و ملال آور به دانشجو بگذارند که دانشجو هیچ رغبتی بدان نشان نمی دهد حداقل چند تا کلاس چگونه عشق بورزیم را به دختران و پسران قرار بدهند


هر معضلی در جامعه میبیند مطمئن باشید که طوری به خانواده مرتبط است
موضوع بعد تقسیم بندی انواع عشق از زبان اشترین برگ است که در آینده بیان خواهم کرد
بعضی وقتها از خود میپرسم رانندگی سخت است یا زندگی که ما برای رانندگی باید آموزش ببینیم ولی زندگی را بی آنکه آموزشی ببینیم شروع کنیم.
                                                                                        
   (محمد قلیزاده)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۷
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۵)

سلام ! امیدوارم موفق باشید و بتوانید در این انجمن و در کنار هم شاد و سرزنده باشید.
به ما هم سر بزنید.
منتظر شما دوستان در پنجره روشن هستیم.
همراه شما در پنجره روشن !
ما که از آموزش زندگی فقط جمعیتو تنظیمش رو پاس کردیم و بس!


اونم فک کنم از این به بعد تنظیم نشه ول بشه!
۲۲ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۴۵ از بچه های ترم پایین
سلام
تشکر از بحث جالبتون.من شخصا به موضوع روان علاقمندم اما ازطرفی متاسفم که شرایط طوریست که نمیتوان با دانشجویانی چون شما که میشود حداقل ساعتی باآنها نشست و به تبادل نظرمفید پرداخت رودررو مباحثه کرد
تشکر


خواهش میکنم .در صورت تمایل میتوانیم همینجا به تبادل نظر بپردازیم.
۲۳ بهمن ۹۱ ، ۱۳:۰۳ دانشجوی پرستاری
پست جالبی بود. خوشم میاد میبینم دانشجوهای پرستاری میتونن انقدر قشنگ و شیوا صحبت کنن. موفق باشید


نظره لطف شماست
از نقد بسیار زیبایتان متشکرم. بسیار با درایت و تفکر منطقی نوشته شده است.
پاسخ:
پاسخ: ممنونم استاد عزیزم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی