کوچه ی پرستاری...پلاک 46

درختان خشک و عریان بودند، آسمان ابری شاید هم صاف و بی ابر بود. وقتی در دومین ماه سرد سال به هم ملحق شدیم و چهل و ششمین فصل کتاب عشق پرستاری را آغاز نمودیم، با هم عهد بستیم همچون درختان، سبز شویم و در لباس سفید محبت ناجیان عشق باشیم.

این وبلاگ کاری است از دانشجویان دوره 46 پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران.

زندگی خصوصی

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۱، ۰۳:۰۹ ب.ظ
فیلم زندگی خصوصی علت عقب ماندگی یا دور شدن از آرمانهای انقلاب را از اوایل انقلاب میداند و در این فیلم می بینیم که کارگردان حق محوران یا آنهایی که بدنبال اسلام راستین بودند را کمتر از گروهی معرفی میکند که افراط می کنند و اسلام دیگری را به مردم معرفی میکنند .فیلم از جای شروع می شود که عده ای بسیجی نما در اوایل انقلاب با افراط گری که در کار دین داشتند با یورش به سیناها و مردم قصد نهی از منکر دارند و می بینیم که فردی در این میان که بعنوان سید با این کار گروه ابراهیم (بسیجی تندرو)مخالفت می کند و یاران ابراهیم با حمله ی که به سمت افراد بی حجاب یا بدحجاب دارند خشنونت و قدرت خود را به رخ مردم می کشند . در این فیلم می بینیم که افراد ابراهیم یک خانم بدحجابی را دنبال میکنند و این خانم در حال فرار از دست این گروه هر چقدر به درهای بسته می کوبد کسی در را برای این فرد باز نمی کند تا اینکه همراهان ابراهیم از راه می رسند و پونز را به پیشانی این خانم فرو می برند و حتی می بینیم که ابراهیم بعنوان نماینده ی تام الاختیار خداوند حتی به این خانم فریاد میزند که نام خدا را با دهن نجست نیار.تا اینجای فیلم کارگردان یک جو سرکوبگر را برای اوایل انقلاب معرفی میکند .
و در مقابل ابراهیم جبهه ی حق قرار دارد که بعد از انقلاب طبق نگاه که کارگردان دارد افرادش کمتر از جبهه ی باطل است و سید این نقش را بعهده دارد و به مخالفت به رفتارهای ابراهیم بر میخیزد وقتی با کار غیراخلاقی و غیر دینی ابراهیم مواجهه می شود و به او اعتراض می کند و ابراهیم این اعتراض سید را مقابله با نهی از منکر خدا می نامد و می گوید هر کس با نهی از منکر مقابله کند گناه کبیره کرده است.با زاویه دید خود به نظرم کارگردان میخواهد احکام محوری و اخلاق گریزی این گروه(گروه ابراهیم ) را به مخاطب برساند.

و شخصیت اصلی ابراهیم در طی سالهای متمادی برای مخاطب روشن می شود و اینجا شاید مخاطب فکر کند ابراهیم تغییر مسیر داده است ولی بحث اینجاست که اصلا ابراهیم در مسیر نبود که تغییر مسیر بدهد ابراهیم بعنوان نماد گروهی که ادعا دارد که میخواهند دین خدا را حاکم کنند صاحب روزنامه "مردم امروز" است بعد از مدتها خود را دردمند مردم می نامند و این فرد که اینک خود را سرباز کوچک نظام می نامد از گروه دوستانش بخاطر بعضی تندروی ها اخراج می شود و وقتی ابراهیم و دوستانش را در یک جلسه ی که در مهمانی دارند بررسی کنیم متوجه میشویم که قضیه چیست؟؟!!
اینجا کارگردان مخاطب را با ماهیت دردمندان مردم آشنا می سازد که اختلافات بین این دو روزنامه بخاطر قدرت است نه از  سر درد مردم داشتن!!ولی یک بحثی است بنام شعار که هنوز ابزار خوبی است برای فریب مردم!!
و کارگردان در این فیلم خدامحوری ابراهیم را که بعنوان نماینده قشر بزرگی از انحراف دهندگان انقلاب در چند جا به نمایش میگذارد که این دینی که میخواهند قالب مردم بکنند چگونه دینی است و خودشان به کدام قسمت این دین پایبندند که ابراهیم اصرار دارد مطالبش در کجای روزنامه قرار بگیرد و یا چاپ نکردن مطالب مهم مربوط به اختلاس و موارد دیگر...
و ابراهیم درطول فیلم با خانمی به نام پریسا زندی که تازه از لندن برگشته آشنا می شود. پریسا در این فیلم نماد قشر شکست خورده ی که زندگیشان فدایی سیاست های ابراهیم گونه ها شده است و این شخصیت مخاطب را با نقشی مواجهه می سازد که اسلام ابراهیم کیانی ها را آشکار سازد .
ابراهیم وقتی در اولین ملاقات خود طی صحبت های که با پریسا زندی دارد حرف از ضوابط میزند و حتی از چاپ کردن مطالب پریسا در روزنامه اش به بهانه ی اینکه ممکن است انگ ضد اخلاقی بخورد دریغ میکند . و اینجاست که کارگردان با بیان دیالوگی از زبان پریسا با واقعیت های اخلاقی که ابراهیم بدان معتقد است آشنا می سازد ((پریسا حداقل فکر میکردم شما تعریف مشخص تری از اخلاق داشته باشید))و فردی که شعارش را مردم امروز قرار میدهد اینجا در مقابل سوال پریسا که خود نیز نماینده قشر و جبهه ی فکری در جامعه است با محافظه کاری برخورد می کند و ابراهیم اینجا خود را تصمیم گیرنده برای مردم می نامد اینکه چه چیزی به نفع جامعه است و خود را را حامی فرهنگ و عرف و قوانین جامعه می نامد!!
و ابراهیم که بعنوان سرباز نظام در این فیلم وقتی برای دیدن نمایشگاه تابلو دوست پریسا می رود در آنجا در خرید تابلو نیز گران ترین تابلو را می خرد کسی که میخواهد درد پریسا گونه ها را به گوش حاکمان برساند .

ابراهیم که در اوایل انقلاب با رفتار خشن با بدحجابان برخورد می کرد حال با گذر زمان بنابر مقتضیات زمان اسلام را دینی معرفی میکند که باید خودش را با روح زمان یکی کند و در اینجاست که حتی خود و رفتار گذشته ی خود را نادیده می گیرد و خود را بعنوان مجری دین معرفی میکند و دافعه ی که در اسلام است را بخاطر کج فهمی بعضی ها قلمداد می کند !!

کارگردان با  صحنه ی جدیدی که در آن دیالوگ های را که از زبان پریسا جاری می سازد میخواهد با بدبینی که نسبت به ازدواج در نگاه پریسا به زندگی نشان می دهد پریسا را فردی نشان دهد که از ازدواج فراری است و بعنوان فردی که بدلیل عدم موفقیتی که در ازدواج قبل داشتنه است نمی خواهد تن به ازدواج دوباره بدهد و می خواهد از آزادی که بدست آورده بهترین استفاده را بکند و اینجا پریسا حتی ابراهیم را نیز بخاطر مذهبی و همسر داشتنش یک فرد غیر آزادش می نامد!حال به نظره من این رفتار پریسا در ارتباط  با ابراهیم که در این قسمت دارد و اگر بخواهیم تا آخره فیلم با این دید پریسا را بررسی کنیم با تناقض در رفتار پریسا روبرو می شویم .پریسای که ابراهیم را بخاطر ازدواجش غیر آزاد تلقی می کند  در ادامه فیلم خود می خواهد به ازدواج با او تن دهد به نظره من اینجا کارگردان می خواهد وابستگی و علاقه ی پریسا را به ابراهیم نشان دهد  و پریسا می خواهد با این حرفها واکنش ابراهیم را بسنجد.و وقتی ابراهیم با این حرف از پریسا که مذهب جلوی آزادی را می گیرد روبرو می شود مذهب را به سمت خودش خم می کند تا او را به آمالش برساند و سخن از احکام دین به میان می آید بی آنکه با اخلاق در دین توجه کند این فرد ظاهر نگر نمی داند که دین اخلاقش جلو تر از احکامش حرکت می کند و ابراهیم شخصیتی است که در پیچ و خم احکام گیر کرده و تمام کارهای اشتباهی که میکند بنام دین امضا می شود.

انحراف اخلاقی ابراهیم شاید به همسرش نیز مربوط باشد و عدم توجه همسر وی به نیازهای ابراهیم نیز از علل انحراف وی است بنظر صحبت های که ابراهیم در رستوران با پریسا مطرح می کند و نارضایتی که از زندگی اش دارد به این قضیه بی ربط نباشد.

در جای از فیلم نیز حرفهای ابراهیم  ماهیت سیاستی که در نظام حاکم است را بیان می کند اینکه فضای سیاست حاکم جامعه فضای اتهام زنی است .

در جاهای مختلف فیلم ابراهیم بعنوان مسئول روزنامه همیشه سعی دارد مطالبی را در سر تیترهای روزنامه اش قرار دهد که افکار عموم را از مسائل مهم منحرف سازد.

مهم ترین جای فیلم اینکه انحراف انقلاب در این است که ببینیم کسانی که نقش اساسی را در پیروزی انقلاب با تمام مرارتهای را که داشته اند  در کجای این جامعه قرار دارند ایا اینکه انقلاب نان می اورد یا انقلاب کردن کسی را به آب و نان نمی رساندبلکه عدالت در تمام شئون برقرار می کند حرفهای سردار جنگ بعنوان نماینده ی قشری که نقش اساسی در پیروزی انقلاب داشته اند و در گوشه ای به فراموشی سپرده شده اند از اوج فیلم است . و اینکه آرمانهای آنها در جامعه پیاده نشده است و جامعه از هدف اصلی دور شده است و سمت های نظام بدست آنانی است که بعنوان نقش سودجو و تند رو از دین ابزاری برای رسیدن به مقاصد شخصی خود سود می برند و از نام شهید و سردار زمانی استفاده میکنند که سودی بدانها برساند .

و وقتی سردار بر زبانش معنی دین را  بیان میکند و به حدیثی از امام صادق اشاره میکند که:دین داری به رکوع و سجود طولانی نیست دین یعنی امانت داری و وفای بعهد ماهیت سران سودجو نمایان می شود که چگونه بنام دین امانت انقلابیون را بر باد داده اند.

و وقتی دروغگوی های ابراهیم را در جاهای مختلف فیلم می بینیم ماهیت افرادی که اذعان میدارند درد مردم دارند و در آخور خود سرگرم خوردن خون مردمند نمایان می شود .ولی بحث اصلی فیلم اینجاست که پریسا در طول فیلم باردار می شود باردار شدن پریسا باید مسئولیتی را به گردن ابراهیم بنهد ولی ابراهیم از این مسئولیت سر باز میزند و حتی کار را بجای میرساند که به پریسا نیز تهمت میزند و ابراهیم می خواهد پریسا با از بین بردن بچه این مسئولتیت را از گردن او سلب کند ولی پریسا بعنوان مادری که بخود حق زندگی کردن مادر شدن میدهد با این کار ابراهیم مخالفت می کند . و ظاهر فریبی های ابراهیم و اینکه حقیقت را پایمال می کند و هر کس بخواهد سیرتش را آشکار سازد او را مستحق مرگ میداند و با کشتن پریسا این حقیقت در فیلم نمایان می شود...و انحطاط ابراهیم تا جای پیش میرود که یک زن باردار تشنه را می کشد و جسدش را اتش میزند و خود را فردی که اصلا معتقد به عدالت نیست می نامد و با توجیه های  که دارد خویشتن را راضی میکند و اینکه اصلا از این کاری که کرده است پشیمان نیست و پریسا گونه ها و بی گناهان مستحق مرگند و حقشان این است!

  ابراهیم:بسیجی تند رو که خود را همه کاره دین مینامد و با تندروی های که در کار دین دارد و از دین ،شهید بنفع خود و برای رسیدن به مقاصد شخصی خود استفاده می کند.

پریسا:نماینده ی قشری که در این فیلم نماد قشر شکست خورده ی که زندگیشان فدایی سیاست های ابراهیم گونه ها شده است و این شخصیت مخاطب را با نقشی مواجهه می سازد که اسلام ابراهیم کیانی ها را آشکار سازد .

سردار تراشکار:نماینده ی قشری که نقش اساسی و اصلی را در شکل گیری انقلاب داشته اند ولی الان در گوشه ای به فراموشی سپرده شده اند و زمانی بدانها توجه می شود که مردم را بفریند و بنفع خود سود برند.

همسر ابراهیم:فردی بی تفاوت به احساسات و عواطف همسر

دوستان ابراهیم در روزنامه مخالف:اینها باز همان نقشی در فیلم دارند که ابراهیم دارد و هر دو  هدفشان سمتشان است نه دین و درد مردم!

سردار مرادی :نماینده ی فرد متعهد و اگاه در کار دین که دین را با اخلاق می بیند نه با صرفا احکام خشک.

                                                                                                                     محمد قلیزاده   

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۲۵
دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران

نظرات  (۵)

۲۸ بهمن ۹۱ ، ۲۰:۰۹ سعید محمدی
سلام دوست عزیز
در صورت تمایل وبلاگ مارو با نام پرستاران دانشگاه علوم پزشکی تهران لینک کنید.
ممنون
همیشه تاریخ اینطور بوده که یه سری انقلاب می کنن و یه سری دیگه ادعای تملکش رو دارن!
نقش امیر آقایی رو دوست داشتم ولی نمی دونم تا کی دووم میارن و همرنگ جماعت نمیشن! شایدم کوتاهی از همین قشر بوده که جلوی افراط و تفریط رو نگرفته.
هر کجا که از دین برداشت شخصی شده، شکست خوردیم و هر کجا هم که به گذر زمان و در واقع به روز آوری زمانی دین توجه نشده بازم شکست خوردیم!


درسته !علامه طباطبای تقسم بندی داره

که دومی را بعنوان رهبانیت در در دین تلقی میکنه!او یکی را به عنوان احباریت در دین تعریف میکنه
مذهبی های بی فکر و بی اندیشه
روشنفکران منحرف که فقط به عقل خود اکتفا میکنند که ممکن است به اشتباه بر بخورند
میشه از دفعه ی بعد با فونت بزرگتر بنویسید آیا؟!
چِـشـَم دراومد



آیا میشود از دفعه ی بعد با فونت بزرگتر بنویسم!
آخه تو تحصیلاتت مرتبط با سینماست ؟ آدم هنری هستی ؟ خجالت داره ... همینه مملکت به اینجا رسیده ... متاسفم .


ممنونم بابت دیدگاهت دوست عزیز
عزیزم مملکته ما از فکر کردنا به اینجا نرسیده بلکه از فکر نکردنها به اینجا رسیده!
من فقط درمورده فیلم فکر کردم و تحلیل خودمو بعنوان یک تماشگر و مخاطب گفتم نه تحلیلگر
خوب راست میگه دیگه.کی به تو گفته نظر بدی آخه؟ این فیلم کاملا از هر نظر حقیقتو نشون میده.شماهم اگه جیره مواجبت از اینا میاد بهتر روزی تو بگیری ودهنتو ببندی چون مردم زیاد خوششون نمیاد نظرات یه ادمی که اصلا ربطی به فیلم نداره و اصلا سوادشم نداره اینجا بخونن.


بله تحت تاثیر قرار گرفتم با حرفاتون!نقد بعدی از فیلم من مادر هستم در آینده پست خواهم کرد !یه کم فکر کنید در مورده فیلم نظر بدید نمیخواهیم نقاد باشیم میخواهیم اهل فکر باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی